تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
نگاه دار و با او احسان كن و بگوى « 1 » تا عامل را حاضر گردانند . و بفرمود تا بند « 2 » از همدانى برگرفتند « 3 » و خلعتى خوب در او « 4 » پوشيدند « 5 » . و چون عامل را حاضر كردند گفت : ضيعت با تو فرمودم و ولايت همدان به اقطاع تو دادم و حكم تو « 6 » بر عامل نافذ گردانيدم تا هرچه ترا بايد با او بكنى ، و حالى « 7 » را از خزانه « 8 » براى اخراجات « 9 » فرموديم « 10 » تا سى هزار درم « 11 » به تو رسانند . آن مرد گفت : ضيعت خود « 12 » قبول كردم و منت داشتم « 13 » ، اما « 14 » همدان ( را نخواهم و حاجت بدان عمل ندارم ) « 15 » و از « 16 » عامل « 17 » عفو كردم و آن « 18 » سى هزار درم « 19 » به عامل بخشيدم . منصور چون اين سخن بشنيد ( تكيه كرده بود ) « 20 » راست بنشست و گفت : به هر لطف كه با تو بكنند « 21 » سزاوارى ( و جاى آن دارى ) « 22 » كه مور و مگس و جن و انس براى تو بر چو من « 23 » كسى گمارند و ترا در هيچ مضيق و بليت نگذارند كه هرگز نيك سيرت‌تر از تو « 24 » نديده‌ام « 25 » و كريمتر « 26 » از تو نشنيده‌ام . « 27 »
هامش
( 1 ) - مجا : بفرماى ( 2 ) - مجا ، ت : قيد ( 3 ) - ت : برگرفتم ( 4 ) - مجا : ندارد ( 5 ) - ت : پوشيدم ( 6 ) - ت : ندارد ( 7 ) - اساس : مالى . چاپى : و در حال ( 8 ) - ت ، م : خزينه ( 9 ) - ت : افزوده : راه را . م و چاپى : راه ( 10 ) - مجا ، ت : فرمودم . م : فرموده‌ام ( 11 ) - مجا ، م : دينار ( 12 ) - ت : خويش ( 13 ) - ت : داشت ( 14 ) - مجا : اما مرا با ( 15 ) - عبارت در مجا چنين است : هيچ حاجت نيست و نخواهم . ت : مرا بدان هيچ حاجت نيست و نخواهم . م : مرا نمىبايد و نخواهم . ( 16 ) - ت : و اما ( 17 ) - مجا : عامل را . ت : عامل ازو ( 18 ) - ت : ندارد ( 19 ) - م : دينار صلت امير المؤمنين نيز ( 20 ) - مجا ، ندارد ( 21 ) - ت : كند ( 22 ) - ت : ندارد ( 23 ) - ت : جومل ( 24 ) - ت و م : از تو نيك سيرت‌تر ( 25 ) - مجا ، ت ، م : نديدم ( 26 ) - م : كريمتر و عاقلتر ( 27 ) - مجا ، م : نشنيدم