الحكاية السابعة و العشرون - آوردهاند كه چون محمد بن القاسم بن - ( على بن ) « 1 » عمر بن على بن الحسين « 2 » بن على بن « 3 » ابيطالب - رضى اللّه عنهم « 4 » - بر معتصم « 5 » خروج كرد به جوز جانان ، عبد اللّه بن طاهر او را بگرفت و مقيد ( كرد و ) « 6 » به معتصم فرستاد ، و بفرمود « 7 » تا او را در بوستان موسى ( در خانهاى ) « 8 » محبوس كردند . و به زبر آن خانه « 9 » غرفهاى بود و ( بر زير آن خانه ) « 10 » ، گشادگى بود مقدار يك گز در يك گز و در برابر آن در زير همچنين ، « 11 » آن قدر كه آن « 12 » روشنائى در آن افتد « 13 » . و ( آن روز كه او را در آن خانه آوردند نمدى بياوردند ) « 14 » تا بر آنجا نشيند و او در غرجستان « 15 » ديده بود كه از نمد ريسمانها مىساختند و به غايت محكم مىآمد و او را در دل افتاد كه از آن نمد ريسمانى « 16 » تابد باشد كه طريقى بتواند « 17 » كرد كه بدان « 18 » منفذها بيرون رود . و بر آن در خانه جمعى را موكّل كرده بودند ، اما اجازت نبود كه كسى بدان « 19 » خانه درآيد « 20 » و هم « 21 » از بيرون با او « 22 » سخن مىگفتند « 23 » و طعام و شراب « 24 » از شكاف در به دو دادندى . يك « 25 »
هامش
( 1 ) - چاپى : ندارد
( 2 ) - اساس : حسين
( 3 ) - اساس : ندارد
( 4 ) - م : صلوات الله عليهم
( 5 ) - اساس : معتضد
( 6 ) - اساس : ندارد
( 7 ) - ت و م : و معصتم بفرمود
( 8 ) - مجا : ندارد
( 9 ) - اساس : زير .
( عربى : فوقه )
( 10 ) - اساس : ندارد
( 11 ) - م و چاپى : همچنين غرفه
( 12 ) - مجا ، ت : ندارد
( 13 ) - مجا : مىافتاد
( 14 ) - مجا : نمدى در آن خانه آوردند . ت : نمدى در آن خانه آوردند كه آن روز كه او را محبوس گردانيدند . م : نمدى در آن خانه آوردند آن روز كه او را محبوس كردند
( 15 ) - ت : عرجهستان ( عربى : غرش )
( 16 ) - مجا : ريسمان
( 17 ) - مجا ، ت ، م : تواند
( 18 ) - مجا ، م : از آن
( 19 ) - مجا : در آن
( 20 ) - مجا : رود
( 21 ) - مجا : ندارد
( 22 ) - ت : وى
( 23 ) - مجا ، ت ، م و چاپى : گفتندى
( 24 ) - ت ، م : و طعامى و شرابى
( 25 ) - ت : يكى