تر و ديانت مرا بايستهتر از اين منزل نبوده است . اين سخن با عبد اللّه طاهر « 1 » حكايت كردند گفت : ما خود براى [ ابن ] اسلم كارى كردهايم « 2 » و اين در حق او عنايتى است « 3 » نه قصدى « 4 » . بفرمود « 5 » تا در حال او را « 6 » اطلاق كردند « 7 » .
فصل - و در اين حكايت فايده آن است كه چون دشمنى بر مرد دست يابد و او را مقهور و مقيد گرداند بايد كه او خرسند و صبور « 8 » باشد و از جزع و اضطراب دور ، و دفع شماتت اعدا را تجلد نمايد و ( آن محنت و بليت را ( نعمت و ) « 9 » عطيّت شمرد ) « 10 » ، تا حرص دشمن بر ايذاى او كم گردد چنان كه ابن اسلم كرد و « 11 » ( بدان سبب خلاص يافت ) « 12 »
شعر « 13 » :
كن صابرا فيما عراك من البلا * و ابدر « 14 » الى حسن الثواب ورائه
الخصم يفرح ان جزعت « 15 » بنكبة * فاسرر به فسرور قلبك ساءه
الفارسيّه « 16 » :
هامش
( 1 ) - مجا : عبد اللّه بن طاهر . ت ، م : عبد اللّه بن الطاهر
( 2 ) - مجا افزوده : كه عاجز بوده است . ت ، م : كه او از آن عاجز بوده است
( 3 ) - مجا :
بوده است
( 4 ) - ت : و نه قصد
( 5 ) - مجا : پس بفرمود
( 6 ) - مجا ، ت :
او را در حال
( 7 ) - مجا : كنند
( 8 ) - ت : صبور و خرسند
( 9 ) - مجا : ندارد
( 10 ) - ت : اين نعمت را محنت و بليت را عطيت شمرد . م : آن محنت را نعمت و بليت را عطيت شمرد
( 11 ) - ت : ندارد
( 12 ) - مجا : ندارد ، در دنباله افزوده :
پس در اين معنى ميگويم . ت : و درين معنى مىگويم
( 13 ) - ت : العربيه
( 14 ) - ت : و انظر
( 15 ) - ت : جوعت
( 16 ) - اساس : ندارد . مجا :
بيت . ( ازت افزوده شد )