تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
فلان « 1 » نيستى « 2 » ؟ گفت : بندهء ( توام اى خداوند ) « 3 » . گفتم : سبب « 4 » چيست كه در « 5 » مدت نزديك پير شده‌اى و قير موى را شير « 6 » گردانيده‌اى « 7 » و مشك عارض به كافور بدل كرده ، و اين چه لباسى « 8 » است كه پوشيده‌اى و چه قاعده - اى است كه نهاده‌اى ؟ گفت : به جان امان فرماى تا در انبساط آن مفتوح گردانم « 9 » به شرطى كه چون معلوم شود مكتوم ماند « 10 » و كتمان و امان در اين صورت توأمان باشند « 11 » . او را امان دادم « 12 » و كتمان شرط كردم . گفت : رسم آن باشد در سراى خليفه كه « 13 » هر روز مهترى از فراشان و جماعتى كه در عرافت « 14 » او باشند به نوبت در سراهاى حرم روند و مشكهاى آب ببرند و خيشها تر « 15 » كنند . يك روز نوبت به من رسيد و من مخمور بودم و بدان سبب رنجور . در سراى فلان حظيه « 16 » از حظيه‌هاى « 17 » امير المؤمنين رفتم با ياران خويش ، و مشكهاى آب در آوردند ؛ و من از سختى آن « 18 » خمار مشك خويش بر « 19 » خيش بردم « 20 » و در خون خويش سعى كردم و در باد آهنجى « 21 » در پس خيشى بخفتم و ايشان را گفتم : چون شما اين آبها بر خيشها ( زنيد بيرون رويد و يك بار ديگر بياريد و چون كار تمام شود ) « 22 » مرا بيدار كنيد تا با يكديگر « 23 » بيرون رويم « 24 » . ( و در پس آن خيش در
هامش
( 1 ) - ت : فلانى ( 2 ) - ت : نيست ( 3 ) - ت : تستم ( 4 ) - مجا ، ت : ندارد ( 5 ) - مجا ، ت ، م : درين ( 6 ) - ت : سپيد ( 7 ) - مجا ، ت : گردانيده ( 8 ) - مجا : لباس ( 9 ) - مجا : افزوده و درد دل شرح دهم . ت : و درد دل مشروح گردانم ( 10 ) - مجا ، ت : باشد ( 11 ) - مجا ، ت : باشد ( 12 ) - ت : داده‌ام ( 13 ) - ت : ندارد ( 14 ) - ت : عواقب ( 15 ) - ت : بر ( 16 ) - اساس و ت : خطيه ( 17 ) - اساس و ت : خطيه‌هاى ( 18 ) - مجا : ندارد ( 19 ) - مجا : ندارد ( 20 ) - مجا : زدم ( 21 ) - مجا : باد آهنج ( 22 ) - مجا : ندارد ( 23 ) - مجا : با هم . ت : بيكجا ( 24 ) - مجا ، ت : شويم .