تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
ذنب در طالعت راسى كند گر * قدم اندر وفا باشدت راسى
مكن ده فعل بد را يك جزا انك « 1 » * به آيد « 2 » گر كنى يك لطف راسى
و اين ابيات اگرچه در اين معنى نيست اما چون هم بر اين قافيه منظوم گشته بود ثبت افتاد : « 3 »
مجو منفذ در اين گنبد كه در « 4 » وى * چو مرغى مانده اندر زير طاسى
نه طاسى شد فلك كز وى رهد « 5 » كس * به تدبير منجم يا نطاسى « 6 »
نحاس و زر يكى باشد كسى را * كه نه آكل بود آن را نه حاسى « 7 »
نحاس اندر كف مقبل شود زر * كند زر در كف مدبر نحاسى « 8 »
ديگر - بايد كه كريم مكارم اخلاق و محاسن شيم از هر كه حكايت كنند « 9 » و در هر كه بيند پسنديده « 10 » دارد و در آن كوشد كه در آن ميدان بر همگنان
هامش
( 1 ) - ت : بيش ( 2 ) - اساس : نبايد . مجا : نيايد ( 3 ) - مجا و ت افزوده : شعر ( 4 ) - اساس : از ( 5 ) - چاپى : رسد ( 6 ) - مصراع در چاپى چنين است :كه بر گرد منجم زان قياسى( 7 ) - به جاى بيت سوم در چاپى اين بيت آمده است :چو گاوانند اين دنيا پرستان - * كه ميگردند برگرد خراسى( 8 ) - ت : اين بيت را ندارد ( 9 ) - جز ت : كند ( 10 ) - مجا : پسنده
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 417 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى