اگرچه مرد ناى « 1 » و نوش و كاسى * به ثوب « 2 » حق شناسى گرد « 3 » كاسى
تو كاسى از لباس مردمى باش « 4 » * و گر تا « 5 » لب ز خون دل چو كاسى
سپاس نيك كرداران به جاى آر * كه باشد خصلت بد ناسپاسى
كسى كز « 6 » ناست « 7 » ايمن داشت يك پاس * سزد گر در ( دعايش ) « 8 » شب سهپاسى « 9 »
ز ناس ار چند نسيانى « 10 » عجب نيست * مشو حق كريمان را تو ناسى « 11 »
شناسى آنكه ز اخلاق كريمان * بود خلق گزيده حقشناسى
چو راسى باشى اندر حقگزارى « 12 » * كنى بر اهل معنى جمله راسى
هامش
( 1 ) - ت : نا
( 2 ) - مجا : بوقت
( 3 ) - كليه نسخ : كرد
( 4 ) - اساس : نوش
( 5 ) - مجا : با
( 6 ) - كليهء نسخ : كر
( 7 ) - اساس : باست
( 8 ) - مجا : دعا از . ت : دعاش از
( 9 ) - بيت چهارم در مجا چنين است :ز ناس ار چند نسيانى عجب نيست * سزد گر در دعا از شب سهپاسى( 10 ) - ت : نسيان بس
( 11 ) - بيت پنجم در مجا چنين است :كسى كز ناست ايمن داشت يك پاس * مشو حق كريمانرا تو ناسى. ( ت ) بعد از بيت پنجم اين بيت را آورده است :نگردى ناسى از كردار نيكو * بگوهر گر نه از ديوى ز ناسى( 12 ) - ت : حقگذارى .