تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
موافقت « 1 » كنم « 2 » ؟ گفتند . آرى . با « 3 » ايشان موافقت « 4 » كرد و به نزديك داود رفتند و در خلاص آن مرد با وى « 5 » سخن گفتند . گفت : به « 6 » امير جعفر « 7 » نويسم « 8 » و استطلاع راى او كنم . و بنوشت و اعلام كرد به حضور آن جماعت ، و التماس كه « 9 » مىكنند . جواب نبشت كه ايشان را معلوم كن كه چندين مال بر وى مقرّر است و تا ادا نكند اطلاق ممكن نيست « 10 » . توقيع بر ايشان خواند و از ايشان عذر خواست . عيسى و سهل « 11 » گفتند « 12 » : حق آن مرد بگزارديم « 13 » و آنچه بر ما بود كرديم « 14 » ، چون امير جعفر « 15 » اجابت نمىكند خيزيد « 16 » تا برويم . فيض گفت : مگر ما آمده بوديم تا « 17 » حبس آن مرد مؤكدتر گردانيم . گفتند « 18 » : چه كنيم « 19 » ؟ گفت « 20 » : اكنون كه « 21 » شفاعت ما قبول نيست اين مال از خاصّهء خود ادا كنيم و او را خلاص دهيم . و بعد از آن به وكيل خود نوشت « 22 » كه ( از مال ) « 23 » دويست هزار دينار « 24 » به ديوان جعفر « 25 » رسان « 26 » براى آن مرد . و گفت : چون مال ادا كرديم گفتيم « 27 » : مرد ما را با ما رسانيد « 28 » . گفتند « 29 » : نتوانيم « 30 » تا آنگاه « 31 » كه
هامش
( 1 ) - چاپى : مرافقت ( 2 ) - مجا و م افزوده : كفشدارى ( 3 ) - ت : و با ( 4 ) - چاپى : مرافقت . ( 5 ) - ت : او ( 6 ) - مجا : نامه‌اى به ( 7 ) - اساس : ام جعفر . مجا : جعفر . ت : امام جعفر ( 8 ) - ت : بنويسم ( 9 ) - ت : ندارد ( 10 ) - ت : نى ( 11 ) - مجا : محمد ( 12 ) - ت : گفت ( 13 ) - ت ، م : بگذارديم ( 14 ) - اساس : كرد ( 15 ) - مجا : امام جعفر ( 16 ) - مجا : برخيزيد ( 17 ) - مجا : كه تا ( 18 ) - مجا : پس گفتند ( 19 ) - ت : پس چه كنيم ( 20 ) - چا : ندارد ( 21 ) - ت : چون ( 22 ) - ت : بنوشت ( 23 ) - ت : تا ( 24 ) - مجا ، ت ، م : درم . مجا ، افزوده : از مال او ( 25 ) - مجا : امام جعفر . ت ، م : امير جعفر ( 26 ) - مجا ، ت : رساند . م : رسانند ( 27 ) - مجاوت : ندارد ( 28 ) - مجا ، ت ، م : سپارند ( 29 ) - مجا ، م : داود گفت . ت : و گفت ( 30 ) - مجا ، ت ، م : نتوانم ( 31 ) - ت : آنگه
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 403 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى