تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
امير جعفر « 1 » را اعلام كنيم « 2 » و اجازت « 3 » او باشد . ( بعد از آن ) « 4 » صورت « 5 » حال پيش « 6 » او رفع كردند « 7 » . جواب نبشت « 8 » كه من ( احراز « 9 » آن مكرمت « 10 » را سزاوارتر از فيض بن صالحم ) « 11 » ، خطى كه به مال نوشته است با او « 12 » ده و مرد را به دو « 13 » تسليم كن و بگوى تا ديگر پاى از حد بندگى « 14 » بيرون ننهد و با سر عمل رود . و فيض آن مرد را نمىشناخت و با عيسى و سهل مساعدت كرده بود ، اگر چه سهل و عيسى فرا « 15 » گرفتند اما كرم « 16 » فيض آن مرد را خلاص داد . فصل - و در اين حكايت فايده آن است كه مرد بايد كه « 17 » چون در كارى شروع « 18 » و در تربيت كسى خوض نمود « 19 » به هر طريق كه تواند « 20 » آن را ( به اتمام رساند ) « 21 » چنان كه آن « 22 » صاحب واقعه ( به مقصود رسيد « 23 » ) « 24 » . و در اين معنى مىگويم : [ العربيه « 25 » ]
اذا ماخضت فى امر فتمّم * و لا تك واقفا دون التّمام
هامش
( 1 ) - مجا : امام جعفر . اساس : ام جعفر ( 2 ) - مجا : كنم ( 3 ) - مجا ، ت ، م : فرمان ( 4 ) - مجا ، ت ، م : ندارد ( 5 ) - ت ، م : و صورت ( 6 ) - مجا : بنزد . م : نزديك ( 7 ) - مجا ، ت ، م : كرد ( 8 ) - مجا : بنوشت . ت ، م : نوشت ( 9 ) - مجا : آخر از . م : باحراز ( 10 ) - اساس : حكومت ( 11 ) - عبارت درت چنين است : كمتر از فيض - ابن صالحم بمكرمت و احسان ( 12 ) - مجا : به دو ( 13 ) - مجا : ندارد . م : به او ( 14 ) - ت : خدمتكارى و بندگى ( 15 ) - ت : ندارد ( 16 ) - ت : فيض كرم . م و چاپى : فيض و كرم ( 17 ) - ت : ندارد ( 18 ) - ت : شروع كند ( 19 ) - مجا : نمايد ( 20 ) - ت : باشد ( 21 ) - ت : تمام كند ( 22 ) - مجا : ندارد . ت ، م : كار آن ( 23 ) - اساس و ت : رسد ( 24 ) - م و چاپى : برآمد ( 25 ) - اساس ندارد . مجا : شعر . ( ازت افزوده شد )