تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
مرا رها كردند و آن هر دو بيت كه « 1 » از انشاى حاضر بود در اشعار نبشت « 2 » و آن يك بيت ديگر با آن ضّم « 3 » . العربية :
اذا انألم اقنع من الدهر بالذى * تكرهت عنه « 4 » طال عتبى على الدهر
الفارسيه :
خرسند « 5 » اگر نباشم در غم چه فايده ؟ * با دهر اگر عتاب نمايم از آن چه سود ؟
فصل - و در اين حكايت فايده آن است كه مردم چون در واقعه‌اى « 6 » افتاد « 7 » و او را محبوس كردند يا به قيدى مقيّد گردانيدند ، و فالى نيك بر زبان كسى رفت ( و او به استماع آن تفأل كرد ) « 8 » ، بيشتر آن است كه راست مىآيد چنان كه ابو العتاهيه را چون تفأل نمود « 9 » ( در آن « 10 » دو بيت حاضر خلاص خود حاضر ديد « 11 » ) . و دوم - آنكه چون با كسى حقوق صحبت و مخالطت « 12 » مؤكّد گشت و بر سرّى « 13 » از اسرار او « 14 » وقوف يافتى « 15 » بايد كه اگر خوف جان و بيم هلاك نفس « 16 » باشد سرّ او شايع و حق او ضايع نگردانى « 17 » ( و در اين
هامش
( 1 ) - ت : ندارد . ( 2 ) - مجا : نوشت . ت : نيست ( 3 ) - مجا ، ت : ندارد ( 4 ) - مجا : ندارد . ت و عربى : منه . اساس : و عنه ( 5 ) - مجا ، ت : خورسند ( 6 ) - مجا : واقعه ( 7 ) - اساس : افتادند ( 8 ) - مجا : و آن باستماع آن تفأل كرد . ت : و او آن استماع و تفأل كرد . ( 9 ) - اساس : نمودند ( 10 ) - ت : بدان ( 11 ) - مجا : ندارد ( 12 ) - مجا ، ت ، م : ممالحت ( 13 ) - ت : سر ( 14 ) - ت : ندارد ( 15 ) - مجا : يافت ( 16 ) - مجا : ندارد ( 17 ) - مجا : نگذارد