مرا رها كردند و آن هر دو بيت كه « 1 » از انشاى حاضر بود در اشعار نبشت « 2 » و آن يك بيت ديگر با آن ضّم « 3 » .
العربية :
اذا انألم اقنع من الدهر بالذى * تكرهت عنه « 4 » طال عتبى على الدهر
الفارسيه :
خرسند « 5 » اگر نباشم در غم چه فايده ؟ * با دهر اگر عتاب نمايم از آن چه سود ؟
فصل - و در اين حكايت فايده آن است كه مردم چون در واقعهاى « 6 » افتاد « 7 » و او را محبوس كردند يا به قيدى مقيّد گردانيدند ، و فالى نيك بر زبان كسى رفت ( و او به استماع آن تفأل كرد ) « 8 » ، بيشتر آن است كه راست مىآيد چنان كه ابو العتاهيه را چون تفأل نمود « 9 » ( در آن « 10 » دو بيت حاضر خلاص خود حاضر ديد « 11 » ) .
و دوم - آنكه چون با كسى حقوق صحبت و مخالطت « 12 » مؤكّد گشت و بر سرّى « 13 » از اسرار او « 14 » وقوف يافتى « 15 » بايد كه اگر خوف جان و بيم هلاك نفس « 16 » باشد سرّ او شايع و حق او ضايع نگردانى « 17 » ( و در اين
هامش
( 1 ) - ت : ندارد .
( 2 ) - مجا : نوشت . ت : نيست
( 3 ) - مجا ، ت : ندارد
( 4 ) - مجا : ندارد . ت و عربى : منه . اساس : و عنه
( 5 ) - مجا ، ت : خورسند
( 6 ) - مجا : واقعه
( 7 ) - اساس : افتادند
( 8 ) - مجا : و آن باستماع آن تفأل كرد . ت : و او آن استماع و تفأل كرد .
( 9 ) - اساس : نمودند
( 10 ) - ت : بدان
( 11 ) - مجا : ندارد
( 12 ) - مجا ، ت ، م : ممالحت
( 13 ) - ت : سر
( 14 ) - ت : ندارد
( 15 ) - مجا : يافت
( 16 ) - مجا : ندارد
( 17 ) - مجا : نگذارد