تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
موجب ، آن تدبير بود كه اين « 1 » بواب كرد . فصل - در اين حكايت فايده آن است كه چون مردم « 2 » صاحب واقعه و كار افتاده گردد بايد كه ( در حادثهء خود ) « 3 » با خرد « 4 » و بزرگ مشورت كند و از صغير و كبير راى و تدبير طلبد ، ( كه ) « 5 » وقت باشد كه منفعت در راى اصاغر بيش ( از آن يابد ) « 6 » كه در « 7 » مصلحت ديد « 8 » اكابر . « 9 » شعر : « 10 »
اذا كنت فى نكبة عاجزا « 11 » * فشاور ذوى الرأى و الاختبار « 12 »
و كن مستمدا « 13 » برأى الصغير * كما تستمد « 14 » برأى الكبار
و لا تك مستنكفا ربما * ترى النفع « 15 » فيما يشير الصغار
الفارسيّة : « 16 »
با خرد و بزرگ مشورت كن * در حادثه‌اى كه گشت نازل
بشنو سخن صبّى و مجنون * بنيوش حديث غمر « 17 » و جاهل
باشد كه بود به فكر بيدار * آن را كه شماريش تو غافل
افتد كه صلاح « 18 » خود نيوشد « 19 » * از كودك خرد مرد عاقل
نفعى كه ز برتران نبيند * گردد ز فروتريش حاصل
هامش
( 1 ) - مجا : آن ( 2 ) - مجا : مرد ( 3 ) - مجا : ندارد ( 4 ) - ت : خورد . ( 5 ) - ازت ( 6 ) - اساس : باشد ( 7 ) - مجا ، ت : از ( 8 ) - ت : ديدن ( 9 ) - مجا افزوده : و من درين معنى مىگويم . ت : و درين معنى مىگويم ( 10 ) - مجاوت : العربية ( 11 ) - ت : العاجز ( 12 ) - ت : الاختيار ( 13 ) - ت : مستهدا ( 14 ) - مجا : يستمد ( 15 ) - اساس : النقع ( 16 ) - از مجاوت افزوده شد ( 17 ) - چاپى : عمر ( 18 ) - اساس : سلاح ( 19 ) - اساس : نپوشد