موجب ، آن تدبير بود كه اين « 1 » بواب كرد .
فصل - در اين حكايت فايده آن است كه چون مردم « 2 » صاحب واقعه و كار افتاده گردد بايد كه ( در حادثهء خود ) « 3 » با خرد « 4 » و بزرگ مشورت كند و از صغير و كبير راى و تدبير طلبد ، ( كه ) « 5 » وقت باشد كه منفعت در راى اصاغر بيش ( از آن يابد ) « 6 » كه در « 7 » مصلحت ديد « 8 » اكابر . « 9 »
شعر : « 10 »
اذا كنت فى نكبة عاجزا « 11 » * فشاور ذوى الرأى و الاختبار « 12 »
و كن مستمدا « 13 » برأى الصغير * كما تستمد « 14 » برأى الكبار
و لا تك مستنكفا ربما * ترى النفع « 15 » فيما يشير الصغار
الفارسيّة : « 16 »
با خرد و بزرگ مشورت كن * در حادثهاى كه گشت نازل
بشنو سخن صبّى و مجنون * بنيوش حديث غمر « 17 » و جاهل
باشد كه بود به فكر بيدار * آن را كه شماريش تو غافل
افتد كه صلاح « 18 » خود نيوشد « 19 » * از كودك خرد مرد عاقل
نفعى كه ز برتران نبيند * گردد ز فروتريش حاصل
هامش
( 1 ) - مجا : آن
( 2 ) - مجا : مرد
( 3 ) - مجا : ندارد
( 4 ) - ت : خورد .
( 5 ) - ازت
( 6 ) - اساس : باشد
( 7 ) - مجا ، ت : از
( 8 ) - ت : ديدن
( 9 ) - مجا افزوده : و من درين معنى مىگويم . ت : و درين معنى مىگويم
( 10 ) - مجاوت : العربية
( 11 ) - ت :
العاجز
( 12 ) - ت : الاختيار
( 13 ) - ت : مستهدا
( 14 ) - مجا :
يستمد
( 15 ) - اساس : النقع
( 16 ) - از مجاوت افزوده شد
( 17 ) - چاپى : عمر
( 18 ) - اساس : سلاح
( 19 ) - اساس : نپوشد