مرا اطلاق كند ، كه او شفاعت كرده بود . و در اين ممر سراها « 1 » چشم من بر تنگهاى خيش « 2 » افتاد كه ( از سراى من آورده بودند ، در وقت مصادره « 3 » ) و آن صد تنگ خيش بود كه مرا از مصر آورده بودند ، و به جهت آنكه راه ناايمن بود و خيش را قاصد كمتر باشد ، صد هزار دينار زر در آن خيشها تعبيه كرده بودند ، و در هر تنگى هزار دينار محكم « 4 » بسته ، و مهرها بر وى و علامتها كرده ( و من از جهت « 5 » آنكه در آن « 6 » وقت محتاج نبودم « 7 » و استغناى تمام حاصل بود ) « 8 » آن خيشها همچنان ( بر آن حالت ) « 9 » بماند « 10 » ، ( و آن روز ) « 11 » چون آن خيشها بديدم « 12 » از آن « 13 » خادم پرسيدم كه آن « 14 » خيشها آن نيست كه از سراى « 15 » من آوردهاند « 16 » ؟ گفت : بلى . در بندها و علامتها نگاه كردم برقرار خويش بود ، ( و ايشان ) « 17 » از خسّت آن « 18 » خيش « 19 » نزديك « 20 » ايشان « 21 » ، در زاويهاى « 22 » انداخته بودند « 23 » و ندانستند كه در آنجا چه تعبيه است ؟ و « 24 » چون بدانستم كه بندها همه « 25 » برقرار خويش است مرا طمع افتاد كه باشد كه « 26 » آن مال با دست آيد و من بر پاى خيزم . و چون ( مرا
هامش
( 1 ) - ت : سرها
( 2 ) - چاپى : حصير
( 3 ) - مجا : در وقت مصادره از خانهء من آورده بودند .
( 4 ) - اساس : و محكم
( 5 ) - ت ، م : به جهت
( 6 ) - ت : ندارد
( 7 ) - ت : بدان محتاج نبودم
( 8 ) - عبارت در مجا چنين است : و چون من بدان محتاج نبودم
( 9 ) - مجا : ندارد
( 10 ) - مجا : مانده بود
( 11 ) - مجا : ندارد
( 12 ) - ت : ديدم
( 13 ) - مجا : ندارد
( 14 ) - مجا : اين
( 15 ) - ت : خانهء
( 16 ) - مجا : آوردند
( 17 ) - ت : ايشان را
( 18 ) - مجا : ندارد
( 19 ) - مجا افزوده : بدان چندان ملتفت نشده بودند
( 20 ) - ت : به نزديك
( 21 ) - مجا : ندارد
( 22 ) - مجا : و در گوشهاى
( 23 ) - مجا : ندارد
( 24 ) - مجا : ندارد
( 25 ) - ت : ندارد
( 26 ) - ت : ندارد