اگر باشد مضرّت كمتر از نفع * پس آن رو « 1 » كه آرد خو بيت پيش
و گر باشد زيانش بيش از سود * رها كن تا نگردد زود درويش
همه شادى مبين از غم حذر كن * كه گل با خار باشد ، نوش با نيش « 2 »
الحكاية الثالثة عشر - آوردهاند كه فاطمه بنت احمد بن على الكردى - كه زن ناصر الدوله و مادر پسر او ابو ثعلب « 3 » بود - غلامى را از آن خويش - كه آن غلام معروف بود « 4 » به ابن ابى قبيصه « 5 » - متهّم كرده بود به خيانتى در مال ، « 6 » و فرموده « 7 » تا به قلعهاى محبوس و مقيّد كرده بودند . ( بعد از آن ) « 8 » خواست كه او را قتل كند ، فرمود تا به كوتوال آن « 9 » قلعه بنويسند « 10 » تا « 11 » او را قتل كند « 12 » . و چون اين نامه به كوتوال آوردند آن روز در قلعه هيچ خوانندهاى « 13 » نبود بيرون ابن « 14 » ابى قبيصه . آن نامه به دو « 15 » داد كه بر من خوان « 16 » . ابن ابى قبيصه « 17 » آن نامه را « 18 » برخواند و آنجا كه ( فرموده بود به قتل او ) « 19 » برنخواند و نامه با او « 20 » داد . ابن ابى قبيصه « 21 » چنين
هامش
( 1 ) - مجا : پس آن ره رو
( 2 ) - م : ابيات را ندارد
( 3 ) - مجا : ابو تعلب .
عربى : ابى تغلب
( 4 ) - مجا ، ت : ندارد
( 5 ) - ت : قبصه
( 6 ) - ت : در مال او كرده بود
( 7 ) - ت : و فرموده بود
( 8 ) - مجا : پس
( 9 ) - مجا ، ت : ندارد
( 10 ) - مجا : نويسند
( 11 ) - مجا : كه
( 12 ) - اساس : كنند . م : بقتل آرد
( 13 ) - ت : خواننده
( 14 ) - ت : ندارد
( 15 ) - مجا : به او . ت : بابن ابى قنصه
( 16 ) - مجا : بخوان
( 17 ) - ت : قنبصه
( 18 ) - مجا : ندارد
( 19 ) - مجا : قتل او فرموده بودند . ت : فرموده بودند به قتل او . م : او را بقتل آورند .
( 20 ) - ت : به دو
( 21 ) - ت :
بعد از آن ابن . . .