هست « 1 » يكسان به چنگ باز فنا « 2 » * بوم و سيمرغ و صعوه و طاووس
( اى برادر ره حقيقت رو ) « 3 » * ترك كن زرق و حيله و سالوس « 21 »
مپرست آتش غضب كان هست * عادت گبركىّ و رسم مجوس
علم كن كسب و مال بذل ، كه هست * كرم و فضل بهترين ناموس
اصل معنيست رو « 4 » نظر برگير * از سياهى هند و سرخى روس « 5 »
شو « 6 » به ايزد پناه جوى كه نيست * جز در آن پرده هيچكس محروس « 22 »
الحكاية الثانية عشر - حكايت كرد عباس بن ( عمرو العنوى « 7 » ) كه چون ابو سعيد قرمطى مرا اسير كرد و لشكرى را كه معتضد با من فرستاده بود « 8 » بشكست ، از حيات « 9 » نوميد شدم و مدتى در آن حالت بماندم . پس يك روز بفرستاد « 10 » و « 11 » مرا « 12 » بند برگرفتند « 13 » و جامه بگردانيدند و به
هامش
( 1 ) - اساس : هر دو
( 2 ) - مجا : قضا
( 3 ) - چاپى : اى برادر تو در حقيقت ورز .
( 4 ) - چا : زو
( 5 ) - مجا : سرخ رؤس
( 6 ) - چا : تو
( 7 ) - مجا : عمرو العبوى . م : عمر الغنوى . عربى و چاپى :
عمرو الغنوى
( 8 ) - اساس : ندارد
( 9 ) - ت : حيوة
( 10 ) - مجا :
بفرستادند
( 11 ) - ت ، م و چاپى : تا
( 12 ) - مجا : ندارد
( 13 ) - مجا :
از من برگرفتند
( 21 ) - در نسخه اساس : بيت سوم مقدم بر بيت دوم و بيت هفتم قبل از بيت ششم آمده است .
( 22 ) - در نسخهء ت جاى ابيات دوم و سوم با هم عوض شده است .