تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
وصله فرمود « 1 » و هاشمى به سلامت « 2 » و شادمان بازگشت و بعد از آن اخبار او از معتضد منقطع گشت . فصل - و در اين حكايت الفرج بعد الشّدة در حقّ دو كس متحقّق است : يكى - در حق قاسم بن عبد اللّه « 3 » كه از سعايت صاحب خبران و قصد معتضد ايمن شد ، و يكى در حق هاشمى كه از بند و زندان و بيم جان خلاص يافت . و محّل اعتبار و اتّعاظ دو جاى است : يكى - آنكه مرد بايد كه اگرچه تنها باشد در خلوت ، و هيچكس را بر كار « 4 » خود واقف « 5 » نداند ، بر عملى اقدام ننمايد كه « 6 » اگر مكشوف گردد خجل و شرمسار گردد « 7 » كه گفته‌اند : ديوار را گوش بود « 8 » در حساب ، كه سخن باز گويد « 9 » و در اين معنى مىگويم :
به وقت خلوت آن كن كه پيش خلق خداى « 10 » * خجل نگردى اگر سرّ تو شود معلوم
به جز خداى كه ستار و عيب پوش وى است * گمان مبر كه كسى سرّ تو كند مكتوم
مباش غرّه به تنهايى و چنان پندار * كه باز گويد ديوار و در هوا و نجوم
هامش
( 1 ) - ت : بفرمود ( 2 ) - مجا : سلامت ( 3 ) - مجا ، ت : قاسم بن عبيد اللّه ( 4 ) - مجا : در كار ( 5 ) - مجا ، ت : وقوف ( 6 ) - مجا : كه بر تقدير ( 7 ) - مجا : نشود . ت : نگردد ( 8 ) - مجا : باشد ( 9 ) - مجا : و حساب سخن باز گويد . ت : و چنان سخن باز گويد ( 10 ) - چاپى : خلق و خداى