تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
خود روم و باقى روز به لهو و طرب ( و نشاط و شراب و سماع ) « 1 » فرا سر برم « 2 » . و چون نماز شام باشد « 3 » خادمى از خادمان سراى طاهر بيايد و من از دريچهء حجره رقعه‌اى كه اخبار آورده « 4 » در آن « 5 » مكتوب باشد به زير اندازم و چون سر ماه باشد مرسوم آن ماهه « 6 » پنجاه دينار ، همان « 7 » خادم بيارد « 8 » . و اگر امروز يك نظر از من بر « 9 » صاحب خبر افتاده بودى هرگز او را بر حال من وقوف نيفتادى . و بعد از آن در زمين افتاد و گفت : اللّه اللّه « 10 » از خداى بترس از خون من « 11 » . قاسم گفت : راست با من بگوى « 12 » ، از حالها و اخبار « 13 » بر معتضد از من چه « 14 » رفع كرده‌اى ؟ [ آن ] جمله بشرح بگفت و از آن جمله « 15 » سخن خلوت آن روزينه و جامه‌هاى رنگين پوشيدن « 16 » . قاسم « 17 » بفرمود تا او را محبوس كردند و مرا گفت : هر روزى مىرو و احوال سراى و متعلّقان او رعايت مىكن و وقت آمدن آن خادم به طلب رقعه مراقبت مىنماى و هرچه گويند و شنوى « 18 » و آنچه « 19 » حادث شود با من « 20 » حكايت مىكن . من برفتم و در مقابل آن سراى « 21 » كه « 22 » نشان داده بودند « 23 » بنشستم تا نماز شام شد . خادم « 24 » بيامد و او را آواز داد . كنيزكى « 25 » جواب
هامش
( 1 ) - مجا : عبارت ميان پرانتز را ندارد . ت : و به نشاط و سماع و شراب ( 2 ) - مجا : مشغول باشم ( 3 ) - مجا و چاپى : شود ( 4 ) - مجا : احوال آن روزه . ت : اخبار آن روزه ( 5 ) - مجا : بر آن . ت : درو ( 6 ) - مجا : آن ماه ( 7 ) - مجا : هم آن ( 8 ) - مجا : بياورد ( 9 ) - ت : برين ( 10 ) - ت : و الله ( 11 ) - مجا ، ت : در خون من ( 12 ) - مجا : بگوى كه ( 13 ) - مجا : اخبارها . ( 14 ) - ت : از چه ( 15 ) - مجا ، ت : آن جمله ( 16 ) - مجا ، ت : پوشيدن بود ( 17 ) - ت : پس قاسم . . . ( 18 ) - اساس : شنوند ( 19 ) - مجا : ندارد . ت : و آنجا ( 20 ) - مجا : مرا ( 21 ) - مجا : سرا ( 22 ) - ت : كه او ( 23 ) - مجا ، ت : بود ( 24 ) - مجا : و خادم ( 25 ) - مجا : كنيزك . ت : و كنيزكى
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 366 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى