به جاى آورد و همان طريق مسلوك داشت و ايشان نيز بر آنچه وقوف داشتند ( او را ) « 1 » اعلام « 2 » كردند « 3 » . و از آنجا به دار الخزاين رفت و غلامان « 4 » و تلامذهء صاحب المخزن « 5 » با وى نيز « 6 » همان مفاوضه و تساخر « 7 » آغاز نهادند « 8 » ، و از ايشان معلوم « 9 » مىكرد كه ديروز « 10 » وزير چه پوشيد و چه بخشيد و چه به خزينه آوردند « 11 » و چه بيرون بردند . و از آنجا به سراى ديوان و مجلس « 12 » كتّاب « 13 » آمد و صدقه خواستن گرفت و استراق سمع مىكرد تا كتّاب چه كار مىسازند و چه مىگويند . و با غلامان و جوانان و كودكان « 14 » كه بر پاى ايستاده بودند همان معاشره و مطايبه آغاز نهاد و هر يك او را صدقهاى « 15 » مىداد « 16 » ( و بازى مىكرد « 17 » ) . در ميان مزاح « 18 » و ملاعبه از هر يك حالى ديگر مىپرسيد . و چون به همهء مواضع برسيد و از همه حالها او را علم « 19 » حاصل گشت بازگشت . چون به در سراى « 20 » رسيد و خواست كه بيرون رود من او را بگرفتم و در خانه بكردم و در ببستم ( و قفل بر نهادم ) « 21 » و بر در نشستم . چون وزير خالى شد حال با او تمامت شرح دادم ، ( من اوّله الى آخره « 22 » ) . مرا فرمود كه او را حاضر كن . چون
هامش
( 1 ) - مجا : ندارد
( 2 ) - ت : وقوف
( 3 ) - مجا ، ت : دادند
( 4 ) - مجا : غلمان
( 5 ) - مجا ، ت : صاحب مخزن
( 6 ) - ت : ندارد
( 7 ) - ت : بستاخى . چاپى : گستاخى
( 8 ) - ت : نهاد
( 9 ) - مجا ، ت : به طريق معلوم
( 10 ) - مجا : ديك روز
( 11 ) - مجا : و در خزينه چه آوردند . ت : و در خزينه چند در آوردند
( 12 ) - ت : مجلس و ديوان
( 13 ) - مجا : و كتاب
( 14 ) - ت : و كودكان و جوانان
( 15 ) - مجا ، ت :
صدقه
( 16 ) - مجا : مىكرد . ت : مىدادند
( 17 ) - مجا : ندارد
( 18 ) - ت : مزيح
( 19 ) - ت : اعالم
( 20 ) - مجا : سرا
( 21 ) - مجا :
ندارد
( 22 ) - مجا : ندارد .