ژاژ خائيدن گرفت و ايشان ( از او پرده نكردند و ) « 1 » او را در پردهء اسرار جاى « 2 » مىدادند و محرم مىدانستند و با او پرده از روى مخدّرات احوال بر - مىگرفتند . ( و از ايشان نيز در گذشت . من از پردهداران و غلمان و حواشى و خدم و متصرفّان و وكلا ) « 3 » پرسيدم كه اين چه كس است ؟ گفتند : مردى ز من « 4 » و درويش و ابله « 5 » است ، هر روز بيايد و به سراى « 6 » در رود و با او مطايبه كنند و او را صدقه دهند و سبب معاش او اين باشد . بر پى « 7 » برفتم تا آنگاه « 8 » كه به مطبخ رفت و هم ( بر آن ) « 9 » قاعده پرسيدن گرفت كه دوش چند « 10 » ابا پختند « 11 » و چه وقت خوردند « 12 » و با كه « 13 » ، و وزير از كدام بيشتر خورد ( و بعد از آن ) « 14 » در چه « 15 » خوض كردند « 16 » ؟ مطبخيان ( و غلامان ) « 17 » و حواشى مطبخ و اصحاب « 18 » خوان سالار با او همان مطايبه مىكردند ( و مباسطت مىنمودند ، و از تمامت مجارى احوال و كيفيت امور كه ايشان را وقوف بود معلوم مىكرد . و چون تمامت آن احوال « 19 » ضبط كرد ) « 20 » روى به شرابخانه نهاد و با شرابداران « 21 » و اتباع ايشان « 22 » نيز « 23 » آن قاعده
هامش
( 1 ) - مجا : و چاپى عبارت ميان پرانتز را ندارد
( 2 ) - مجا : راه
( 3 ) - در نسخهء ت جاى عبارت ميان دو پرانتز با سطر بعد عوض شده است . مجا : عبارت ( و متصرفان و وكلا ) را ندارد .
( 4 ) - ت : ندارد
( 5 ) - مجا : و درويشى ابله
( 6 ) - ت : و به سرا
( 7 ) - مجا : بر پى او
( 8 ) - ت : تا آنكه
( 9 ) - ت : ندارد
( 10 ) - ت : چند بار
( 11 ) - مجا : پختيد
( 12 ) - از ت . نسخ : خورد
( 13 ) - مجا : و با كه خورد . ت : و با كه خوردند
( 14 ) - مجا : ندارد
( 15 ) - مجا : و در چه
( 16 ) - مجا : نمود
( 17 ) - مجا : ندارد
( 18 ) - مجا : ندارد
( 19 ) - مجا : چون تمامت حال
( 20 ) - ت : عبارت ميان دو پرانتز را ندارد .
( 21 ) - مجا : شرابدار
( 22 ) - مجا : ندارد
( 23 ) - ت : نيز هم