تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
نمودى و بر وى عرضه داشتى ، او را حاضر كرد و آنچه ميان او و معتضد رفت با او شرح داد و گفت : در اين كار « 1 » تأمل و تفكر كن و استكشافى تمام به جاى آور « 2 » و در بحث و تفحّص « 3 » به اقصى الغاية و ابلغ النهايه برس ، و « 4 » معلوم كن كه اين اسرار به معتضد چگونه « 5 » مىرسد و كه بر او رفع مىكند ؟ ، اگر حقيقت حال مكشوف گردانى و مرا معلوم كنى ارزاق و عطايات « 6 » زيادت گردانم و در حال به نقد خلعت « 7 » و جايزه « 8 » بدهم ، و بعد از آن هر روز از من اعزاز و تقريب و اكرام و ترحيب ديگر بينى ؛ و اگر اين حال همچنين مجهول « 9 » بماند ترا از خدمت خود دور كنم « 10 » ( و بفرمايم تا « 11 » نفى كنند ) « 12 » ، و بدين « 13 » هر دو « 14 » شرط كرد « 15 » . ( قاسم انشاى « 16 » قسم تقديم نمود « 17 » و به ايمان مؤكّد گردانيد ) « 18 » . صاحب خبر چون از كيفيت آن حال بىخبر بود اندوهگن « 19 » و حزين و دلتنگ و غمگين از خدمت قاسم بيرون آمد و همه روز تفكر ميكرد و تأمل مينمود تا به چه نوع بر حقيقت آن حال وقوف يابد . رايش بر هيچ تدبير قرار نمىگرفت و قلق و اضطرابش هر لحظه زيادت بود . صاحب خبر گفت : ديگر روز بر خلاف عادت پگاه‌تر به درگاه قاسم آمدم ؛ كه همه شب از آن حال آشفته و در
هامش
( 1 ) - مجا : حال ( 2 ) - مجا ، ت : به جاى آر ( 3 ) - مجا ، ت : استقصا ( 4 ) - مجا ، ت : بپرس ( 5 ) - مجا : چگونه به معتضد ( 6 ) - جزت : عطايات ( 7 ) - مجا : جامه و خلعت ( 8 ) - مجا : ندارد ( 9 ) - مجا : مبهم و مجهول ( 10 ) - ت : بيرون كنم ( 11 ) - ت : تا به عمان ( 12 ) - مجا : عبارت ميان دو پرانتز را ندارد ( 13 ) - ت : برين ( 14 ) - مجا : دو ( 15 ) - مجا : ايمان غلاظ ياد كرد . ت : هر دو شرط كه كرد ( 16 ) - ت : اقسام ( 17 ) - ت : فرمود ( 18 ) - مجا : عبارت ميان دو پرانتز را ندارد ( 19 ) - ت : اندهگن