تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
ابن وهب را بود نباشد ، و ممكن « 1 » همچنانكه در ساعت كار او برعكس شد از آن تو همچنان گردد . ( و در اين معنى ميگويم « 2 » ) : شعر « 3 »
مشو به قدرت خود غرّه چون شوى قادر * چو ممكن است كه هر حال ضّد آن گردد
و گرچه عاجز باشى ز حق اميد مبر * كه لطف او سبب قدرت و توان گردد
جهان بگردد و ناگه شود جهان دولت * زمان نپايد « 4 » و حالات در زمان گردد
به هر دو حال چنان زى كه كمترك رنجى * ز حالتى كه از آن خصم شادمان گردد
و اگر كسى با او بد كرد چون قدرت يافت مكافات ( به نكويى ) « 5 » كند تا آن دشمنى به دوستى بدل شود ، چنان كه قرآن مجيد بدان ناطق است . قوله تعالى :
( ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ )
« 7 » چنان كه احمد بن خالد كرد ( و درين معنى مىگويم « 6 » ) :
هامش
( 1 ) - مجا : ندارد ( 2 ) - مجاوم : ندارد ( 3 ) - اساس ، م و چا : ندارد . چب : نظم . ( 4 ) - مج : ببايد . مجاوت : نيايد ( تصحيح قياسى ) ( 5 ) - مجا ، م : نيكويى ( 6 ) - عبارت ميان پرانتز در اساس نيست ( 7 ) - فصلت ، 34
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 357 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى