تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
يقين بدان تو كه [ از ] « 1 » پاى مردودست آويز « 2 » * به مرگ و زندگيت نيست چون نكوكارى
و سوم - آنكه اگر ترا به پادشاهى « 3 » قربتى « 4 » باشد و يا با بزرگى اختلاطى و يا با دوستى مخالصتى ، در همه حال و به همه وقت بايد كه او را به اعمال خير هدايت كنى و بر مبرّات و حسنات مدد « 5 » باشى تا ثنا و ثواب آن در آجل و عاجل « 6 » به تو راجع گردد . و از احراز [ ثواب ] « 7 » ( الدالّ على الخير كفاعله ) بىنصيب نباشى ، و ذكر خير و حسن احد وثه چنان كه از احمد بن ابى داود « 8 » باقى ماند از تو باقى ماند [ و در اين معنى مىگويم « 9 » ] : شعر « 10 »
هر كرا با تو اختلاط بود * تا توانى به نيكويى فرماى
گر به قولت كند ثنا و ثواب * حاصل آيد به نزد خلق و خداى
ور كند او خلاف گفتهء « 11 » تو * آن خود باشى آوريده به جاى
الحكاية التاسعة - عبيد اللّه « 12 » بن سليمان بن وهب حكايت كرد ، ( گفت : من ) « 13 » در خدمت پدر خود بودم در ديوان خراج « 14 » ، در آن وقت كه « 15 » او
هامش
( 1 ) - اساس : ندارد ( 2 ) - ت : يقين بدان كه تو يك پاى مرد دست آويز . چاپى : يقين بدان كه تو يك پايمر دو دست آويز ( 3 ) - ت : ترا اگر . . . مجا : اگر به پادشاهى ترا ( 4 ) - مجا : قرين . ت : قربت ( 5 ) - مجا ، ت : دال ( 6 ) - ت و چاپى : عاجل و آجل . ( 7 ) - اساس : ندارد ( 8 ) - ت : احمد بن داود ( 9 ) - اساس : ندارد ( 10 ) - مجا : الفارسيه ( 11 ) - ت : وعدهء ( 12 ) - مج و مجا : عبد اللّه ( 13 ) - مجا : ( كه ) ( 14 ) - ت و چاپى : افزوده : به سر من راى . عربى : ( بسر من راى ) ( 15 ) - مجا : ندارد