تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
به نزديك « 1 » من آيد يا رقعه‌اى نويسد مانع باش و مگذار كه « 2 » به هيچ مهم « 3 » ديگر مشغول شود پيش از اطلاق ، و اگر در راه بينى « 4 » كه مىآيد « 5 » آنجا « 6 » ( كه به دو رسى ) « 7 » الزام كن تا از اسب نزول كند « 8 » و در راه « 9 » بنشيند و اين مهمّ به اتمام رساند . ايتاخ در حال متوجّه ابن الزيّات شد و او را در ميان « 10 » راه يافت « 11 » كه به خدمت امير المؤمنين « 12 » مىرفت . گفت : فرود آى از اسب « 13 » و بر « 14 » غاشيه بنشين « 15 » . ابن الزيّات خائف و مستشعر گشت كه « 16 » چه حادثه است كه با وى اين خطاب مىرود . فرود آمد « 17 » و ( در راه ) « 18 » بر غاشيه نشست . ( ايتاخ توقيع به دو رسانيد . ابن الزيّات امتناع كرد و گفت : ) « 19 » اگر من ايشان را رها كنم مال از كجا نفقه كنم و اخراجات را « 20 » توجيه از كجا سازم ؟ ايتاخ « 21 » گفت : البتّه از اين « 22 » چاره نيست . گفت : برنشينم و با خدمت امير المؤمنين مراجعت كنم ( و از وى دستورى خواهم « 23 » ) . گفت : اجازت نيست ، و نگذاشت تا از جايگاه برخاستى « 24 » تا آنگه « 25 » كه پروانه بنوشت تا جملهء محبوسان را آزاد كنند . سليمان بن وهب گويد : ايتاخ بيامد ( و ما در آن حالت نوميد و شكسته دل‌تر از روزهاى ديگر
هامش
( 1 ) - مجا : پيش ( 2 ) - ت : ندارد ( 3 ) - ت : ندارد ( 4 ) - ت : مىبينى ( 5 ) - ت : آيد ( 6 ) - ت : هم آنجا . مجا : ندارد ( 7 ) - ت : عبارت ميان دو پرانتز را ندارد . مجا : او را ( 8 ) - مجا : فرو آيد ( 9 ) - اساس : و بر راه ( 10 ) - مجا ، ت : ندارد ( 11 ) - ت : بيافت ( 12 ) - ت و چاپى : خليفه ( 13 ) - مجا : از اسب فرود آى ( 14 ) - ت : ندارد ( 15 ) - مجا ، ت ، م : نشين ( 16 ) - ت : تا ( 17 ) - جز مجا ، م : فرود آمد ( 18 ) - مجا ، م : ندارد ( 19 ) - عبارت در مجا چنين است : ابن الزيات چون توقيع برخواند امتناع كرد گفت ( 20 ) - مجا : ندارد ( 21 ) - مجا : اتاج ( 22 ) - مجا : ندارد ( 23 ) - مجا : عبارت ميان پرانتز را ندارد ( 24 ) - م : برخيزد ( 25 ) - ت ، م : تا آنگاه .