تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
خدا برداشته‌اند و بر تو دعاى بد مىكنند ، بفرماى تا ايشان را اطلاق كنند تا آن دستها كه به دعاى بد برداشته‌اند به دعاى خير بردارند و از حق « 1 » تعالى بقاى « 2 » امير المؤمنين خواهند ؛ باشد كه خداى عافيت بخشد و صحت ارزانى دارد ، و به همه حال « 3 » هر چند در دنيا و آخرت « 4 » ترا خصم كمتر باشد بهتر بود . گفت : نيكو گفتى ، از زبان من بنويس تا ايشان را اطلاق كند . گفتم : اگر محمد بن عبد الملك خط من بيند « 5 » عناد و لجاج كند و مطاوعت ننمايد ، اگر امير المؤمنين احراز « 6 » اين ثواب را « 7 » غنيمت شمرد ، به خط مبارك خويش « 8 » توقيع عالى را « 9 » ارزانى دارد . [ واثق بفرمود تا او را اسناد « 10 » كردند و به خط پريشان و مضطرب بنوشت ] « 11 » به ابن الزيات و به اطلاق تمامت « 12 » محبوسان فرمان داد بىآنكه استطلاع راى و استثمار « 13 » ريا مراجعت كند « 14 » با امير المؤمنين ، و بفرستاد « 15 » تا ايتاخ « 16 » را بخواندند « 17 » و توقيع به دو داد و گفت : بر ابن الزيات رو و مگذار كه هيچ كارى « 18 » ديگر كند پيش از آنكه محبوسان را رها كند ، و اگر خواهد كه « 19 » پيش از آنكه ايشان را رها كند
هامش
( 1 ) - مجا ، ت ، م : و از خدا ( 2 ) - ت ، م : به دعا بقاى . . . ( 3 ) - مجا : به همه حال . ت و م : و به همه حالها ( 4 ) - مجا : در دنيا و آخرت هر چند ( 5 ) - مجا : به بيند ( 6 ) - مجا : ندارد ( 7 ) - مجا : ندارد ( 8 ) - مجا : خود . ت ، م : ندارد ( 9 ) - مجا ، ت ، م : ندارد ( 10 ) - چاپى : انشا ( 11 ) - ت : عبارت ميان دو قلاب را ندارد ( 12 ) - مجا : ندارد ( 13 ) - اساس : استمار . ت : اسمار ( بىنقطه ) كند . ( عربى : استثمار ) . م : استشهاد ( 14 ) - عبارت در مجا چنين است : بىآنكه مراجعت كند به استطلاع راى امير المؤمنين . چاپى : بىآنكه استطلاع راى او اشتهار كند يا مراجعت نمايد نزد امير المؤمنين . ( 15 ) - مجا : و بفرمود ( 16 ) - مجا : اثناج . از چاپى ( 17 ) - ت : بخواننده . ( 18 ) - ت ، م : كار ( 19 ) - مجا : ندارد
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 338 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى