خدا برداشتهاند و بر تو دعاى بد مىكنند ، بفرماى تا ايشان را اطلاق كنند تا آن دستها كه به دعاى بد برداشتهاند به دعاى خير بردارند و از حق « 1 » تعالى بقاى « 2 » امير المؤمنين خواهند ؛ باشد كه خداى عافيت بخشد و صحت ارزانى دارد ، و به همه حال « 3 » هر چند در دنيا و آخرت « 4 » ترا خصم كمتر باشد بهتر بود . گفت : نيكو گفتى ، از زبان من بنويس تا ايشان را اطلاق كند . گفتم :
اگر محمد بن عبد الملك خط من بيند « 5 » عناد و لجاج كند و مطاوعت ننمايد ، اگر امير المؤمنين احراز « 6 » اين ثواب را « 7 » غنيمت شمرد ، به خط مبارك خويش « 8 » توقيع عالى را « 9 » ارزانى دارد . [ واثق بفرمود تا او را اسناد « 10 » كردند و به خط پريشان و مضطرب بنوشت ] « 11 » به ابن الزيات و به اطلاق تمامت « 12 » محبوسان فرمان داد بىآنكه استطلاع راى و استثمار « 13 » ريا مراجعت كند « 14 » با امير المؤمنين ، و بفرستاد « 15 » تا ايتاخ « 16 » را بخواندند « 17 » و توقيع به دو داد و گفت : بر ابن الزيات رو و مگذار كه هيچ كارى « 18 » ديگر كند پيش از آنكه محبوسان را رها كند ، و اگر خواهد كه « 19 » پيش از آنكه ايشان را رها كند
هامش
( 1 ) - مجا ، ت ، م : و از خدا
( 2 ) - ت ، م : به دعا بقاى . . .
( 3 ) - مجا : به همه حال . ت و م : و به همه حالها
( 4 ) - مجا : در دنيا و آخرت هر چند
( 5 ) - مجا : به بيند
( 6 ) - مجا : ندارد
( 7 ) - مجا : ندارد
( 8 ) - مجا : خود . ت ، م : ندارد
( 9 ) - مجا ، ت ، م : ندارد
( 10 ) - چاپى : انشا
( 11 ) - ت : عبارت ميان دو قلاب را ندارد
( 12 ) - مجا : ندارد
( 13 ) - اساس : استمار .
ت : اسمار ( بىنقطه ) كند . ( عربى : استثمار ) . م : استشهاد
( 14 ) - عبارت در مجا چنين است : بىآنكه مراجعت كند به استطلاع راى امير المؤمنين . چاپى :
بىآنكه استطلاع راى او اشتهار كند يا مراجعت نمايد نزد امير المؤمنين .
( 15 ) - مجا : و بفرمود
( 16 ) - مجا : اثناج . از چاپى
( 17 ) - ت : بخواننده .
( 18 ) - ت ، م : كار
( 19 ) - مجا : ندارد