فصل - در اين حكايت محلّ اعتبار بسيار است و دو موضع از آن جمله مختار « 1 » :
يكى - آنكه اگر كسى به خشم پادشاهى « 2 » مخاطب باشد و به عذاب او معاقب و محبوس « 3 » و مقيّد ، اگر چشم زخمى به كار آن پادشاه راه يابد و فتنهاى ناير « 4 » شود و روزى چند ناكامى سانح گردد ، چون او در حال حيات باشد آن چشم زخم را انتهاز فرصت « 5 » نشمرد و در آن كوشد كه از وى شماتتى و حركتى كه دليل باشد بر آن صادر نشود . چون آن فتنه زايل شود « 6 » از آن پادشاه نگريزد و در روى گريزد ، چنان كه على بن عيسى « 7 » كرد تا سبب زيادتى جاه و منصب او گشت [ و در اين معنى گفتهام ] « 8 » :
شعر « 9 »
با حاكم خود گر نستيزى بهتر * آب رخ خويشتن نريزى بهتر
زان كس كه گريز از او ندارد سودت * گر نگريزى ، در او گريزى بهتر « 10 »
دوم - آنكه چون قادر باشى و مجرمى « 11 » از تو خايف است و فرصت آن يافت كه از تو بگريزد و نگريخت و در تو گريخت ، بايد كه گناه او هر چند بزرگ باشد از وى در گذرانى و جرم وى اگر چه عظيم بود به
هامش
( 1 ) - ت : مختار است
( 2 ) - ت : پادشاهان
( 3 ) - مجا ، ت ، م : و در حبس محبوس
( 4 ) - جزم : ثاير
( 5 ) - مجا : فرصتى
( 6 ) - ت : شد . چا : گردد
( 7 ) - مجا : على عيسى
( 8 ) - مج و مجا : عبارت ميان دو قلاب را ندارد
( 9 ) - مجا : بيت . چب : نظم .
( 10 ) - در چاپى مصراع چنين است : نگريزى و بل در او گريزى بهتر
( 11 ) - مجا : و گناهكارى ت : و گناهكارى كه . م : بر گناهكارى كه