امير المؤمنين را « 1 » معتاد گردانيده است « 2 » در تصاريف « 3 » احوال و معقّبات « 4 » اعمال كارهاى بزرگ كه واقع شود و حوادث و دواهى « 5 » هايل كه نازل گردد از معاونتى در حال و مضرّتى بر طريق استعجال و تجديد نعم و اقبال و تضاعف كرم و افضال ظاهرتر « 6 » از آنست كه محتاج تحرير « 7 » و مفتقر تعبير « 8 » باشد ، و آن « 9 » كرامت ثمرهء صفاى نيّت و خلوص طويّت و بقاياى سريرت اوست در حق ساير رعيت « 10 » و خدم و جمهور حاشيه و حشم ، و خداى - عزّ و جلّ - آن نعمت هر لحظه تمامتر « 11 » مىگرداند و موقع شكر و سپاس و محلّ حمد و ستايش زيادت مىگردد . « 12 » و قوّاد حشم و اصفياء مملكت را غايت احسان و اكرام امير المؤمنين موجب بطر و كفران گشت و طغيان كه از لوازم استغنا باشد ايشان را بر آن داشت تا آن كرامت را به ناسپاسى و آن دولت را به ناحق شناسى مقابله كردند و از طريق سلامت و جادهء استقامت عدول نمودند ، و اجل « 13 » قريب « 14 » و هلاك [ كه ] « 15 » بديشان « 16 » مقدّر بود ايشان را بر آن باعث شد كه سر از ربقهء طاعت و پاى از حد بندگى بيرون نهادند و اقتراحاتى « 17 » نه به وجه « 18 » و التماسى « 19 » نه به طريق از راه سطوت و اقتدار آغاز نهادند ، و در آن فعل ذميم از عاقبت « 20 » وخيم انديشه نكردند ، و در
هامش
( 1 ) - مجا : افزوده : كه عمرش درازا باد . ت : عمر درازش دهاد
( 2 ) - ت : آيتيست
( 3 ) - اساس : تصانيف
( 4 ) - مجا : مغيبات
( 5 ) - مجا : دوايى
( 6 ) - مجا : زيادتتر و ظاهرتر
( 7 ) - مجا : تقرير
( 8 ) - مجا : به غير . ت : تقرير
( 9 ) - مجا : اين
( 10 ) - مجا : ندارد
( 11 ) - مجا : ظاهرتر
( 12 ) - ت افزوده : و از آن جمله يكى آنست كه جماعتى از اعوان ملك و اولياى دولت . . .
( 13 ) - ت : آجال . چاپى : اجلاء
( 14 ) - ت : قربت
( 15 ) - از مجا ، م ، و چاپى
( 16 ) - ت : بر ايشان
( 17 ) - ت : و افتراى جانى
( 18 ) - ت : نه به وجود
( 19 ) - ت : و التماساتى
( 20 ) - ت : عافيت