كه شير « 1 » از كدام پستان مىبايد دوشيدن « 2 » و لباس عمل در كدام مىبايد پوشيد . و بلغا و كتّاب و اصحاب كفايت « 3 » و ارباب درايت « 4 » در حلبهء « 5 » فضل و فضايل چون بر يكديگر مسابقت نمايند « 6 » و مبادرت جويند كمال و غايت حال ايشان درجهء اول بود از شهامت و درايت او ، و اين اسم حقى « 7 » بود از حقوق او كه از او عاريت گرفتند و باز « 8 » با او رسانيد . « 9 »
فصل - و در اين حكايت فايده آن است كه چون كسى حاكم و نافذ الامر « 10 » باشد زير زيردستى و صاحب واقعهاى حكمى خواهد « 11 » فرمود يقين داند كه جنس آن جملگى « 12 » بر وى در دنيا بفرمايند ، با ديگران معامله چنان كند كه پسندد كه با وى همان كنند . و در اين معنى « 13 » مىگويم :
العربّية « 14 »
احسن الى محسن اولاك معرفة « 15 » * انّ المسىء سيجزى من اساءته
الفارسيّه « 16 »
اى كه با صيد آرزو دايم * دل خود را چو باز خواهى ديد
خويشتن با عجوزهء دنيا * تا به كى عشقباز خواهى ديد
هامش
( 1 ) - ت : شرمال
( 2 ) - مجا ، ت : دوشيد .
( 3 ) - ت : كفايتست
( 4 ) - چاپى . در است
( 5 ) - اساس : حيله
( 6 ) - مجا : بنمايند
( 7 ) - مجا : حق
( 8 ) - ت : باز
( 9 ) - ت : رسانند
( 10 ) - مجا :
حاكم نافذ الامر
( 11 ) - ت : بخواهد
( 12 ) - ت : حكمى
( 13 ) - ت :
و در معنى
( 14 ) - اساس : ندارد
( 15 ) - ت : مكرمة
( 16 ) - مجا : ندارد .