فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها )
. « 27 » و من در ايّام « 1 » دولت خود « 2 » هر يكى را « 3 » دو ساعت فرمودم « 4 » كه « 5 » غل نهادند « 6 » و چهار ساعت بگذشت « 7 » كه مرا مغلول كردهاند .
من در « 8 » مناجات بودم كه جماعتى « 9 » غلامان بر اين حجره گذشتن گرفتند چنان كه من آواز ايشان مىشنودم موكلان با من گفتند نذير حرمى است « 10 » مىگذرد « 11 » و او از « 12 » جملهء صنايع « 13 » و بر كشيدگان تست « 14 » به دو استغاثت « 15 » كن و از او استعانت « 16 » فرماى . آواز دادم كه ابو الخير « 17 » مرا بر تو حقها است و حال من مىبينى كه مردن بر من آسانتر از زندگانى است و در چنين حالتى بر ساده عرضه « 18 » فرماى و ايشان را با ياد ده مساعى مشكور و مقامات مذكور كه مرا در نصرت دولت و استقامت مملكت ايشان هست ، در وقتى كه ديگران روى از ايشان بگردانيده « 19 » بودند ، و گشادن شهرهاى « 20 » منغلق « 21 » و توجيه و تحصيل مالهاى منكسر « 22 » كه به كفايت و شهامت من ميسّر شده است بيان كن و بگوى اگر گناه من كشتن واجب مىكند فرمان دهند « 23 » تا به تيغ خون « 24 » بريزند « 25 » و اين نوع تعذيب روا ندارند .
هامش
( 1 ) - ت : در مدت ايام
( 2 ) - مجا ، ت : خويش
( 3 ) - مجا :
دو شخص را هر يك . ت : دو شخص را هر يكى را
( 4 ) - مجا ، ت : فرمودهام .
( 5 ) - مجا ، ت : تا
( 6 ) - مجا ، ت : برنهادهاند
( 7 ) - مجا : گذشت .
( 8 ) - مجا ، م : درين
( 9 ) - ت : جماعت
( 10 ) - اساس بر حرمى . ت :
كه بدر خرمى . م : ندر الحرسى . چا : نذير الحرمى
( 11 ) - ت : مىگذرند
( 12 ) - ت : و آواز
( 13 ) - ت : صناع
( 14 ) - مجا : تو است
( 15 ) - اساس : استعانت . ت : استعانت . چاپى : استغاثه
( 16 ) - از مجا و چاپى
( 17 ) - ت : ابا الخير . چاپى : يا ابا الخير
( 18 ) - م : عرض
( 19 ) - ت : گردانيده
( 20 ) - مجا : شهرها
( 21 ) - م : و تعلق . مجا و چاپى : مغلق
( 22 ) - چاپى : متكثر
( 23 ) - مجا : دهيد
( 24 ) - ت : خون من
( 25 ) - مجا : بريزيد
( 27 ) - الانعام ، 161