دست « 1 » دشمنان باز دادن « 2 » و محبوس و مقيّد گردانيدن « 3 » و جامههاى درشت و پشمين پوشيدن و هتك ستر حرم كردن و در آفتاب به پاى كردن . من نيز در روزگار دولت خود « 4 » با مردمان كرده بودم اما هيچ كس را « 5 » غلّ بر گردن ننهاده « 6 » بودم . پس يادم آمد كه « 7 » موسى « 8 » كاتب طائى را كه عبد اللّه بن - سليمان او را به دست من باز داده بود به جهت استخراج مالى « 9 » كه فرموده بودم تا او را غلّ بنهادند مقدار دو ساعت ، بعد از آن فرمودم كه « 10 » برگرفتند .
و چون « 11 » دو ساعت از غلّ برنهادن « 12 » من بگذشت با يادم آمد كه يك نوبت ديگر از عمّال مشرق يكى را فرموده بودم در « 13 » مصادره « 14 » تا « 15 » غلّ بنهند « 16 » .
[ بنوشتند و بفرستادند و من طعام مىخوردم ] « 17 » چون از طعام خوردن فارغ شدم پشيمان « 18 » گشتم « 19 » و فرمودم تا بر اثر آن « 20 » مكتوبى ديگر ارسال كردند تا غلّ از وى « 21 » برگيرند . و ميان رسيدن « 22 » مكتوب « 23 » [ تا آنكه فرموده بودم ] « 24 » دو ساعت بود . با خود گفتم : خداوندا فرمودهاى : « 25 »
( قوله تعالى « 26 » )
( مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ
هامش
( 1 ) - ت : به دست
( 2 ) - ت : باز دادند
( 3 ) - ت : گردانيدند .
( 4 ) - ت : ندارد
( 5 ) - ت : ندارد
( 6 ) - ت : بنهاده
( 7 ) - مجا :
ندارد
( 8 ) - مجا : شبى ت : برسى
( 9 ) - مجا : مال
( 10 ) - مجا ، ت : تا
( 11 ) - مجا : چون
( 12 ) - ت : نهادن
( 13 ) - مجا : تا
( 14 ) - مجا ، ت ، م افزوده : بنويسند
( 15 ) - مجا : و
( 16 ) - مجا ، ت :
برنهند
( 17 ) - اساس : عبارت ميان دو قلاب را ندارد . ت ، م : و بنوشتند و بفرستادند و من طعام مىخوردم
( 18 ) - ت : بر آن پشيمان . . .
( 19 ) - مجا ، م : شدم
( 20 ) - ت : بر آن
( 21 ) - مجا : ازو
( 22 ) - ت : ندارد
( 23 ) - مجا : آن دو مكتوب
( 24 ) - مجا : عبارت ميان دو قلاب را ندارد . ت : آن
( 25 ) - ت : فرمودهاى كه
( 26 ) - ت : ندارد