حال رقعه پاره كردم و در دهان نهادم و بخاييدم و فرو بردم و گفتم : سوگند تو راست كردم و ديگر آن « 1 » تكليف « 2 » كه تو مىكنى اجابت « 3 » به هيچ وجه ممكن نيست . و بسيار « 4 » جهد كرد ، البتّه اجابت نكردم . بازگشت و روز ديگر در آمد « 5 » و مادر موسى با او بود و هم برقرار اولّ « 6 » حجتى به سيزده هزار هزار دينار از من مطالبه « 7 » مىكرد و همچنان « 8 » ( بر منبع ) « 9 » ثبات « 10 » نمودم تا بدان حدّ « 11 » رسيد « 12 » كه مرا ( سبّ و شتم ) « 13 » بسيار بكرد « 14 » و در ايذاء من ( به هرچه ممكن بود مبالغت ) « 15 » به جاى آورد ( و اسراف هرچه تمامتر بنمود ) « 16 » و مرا به زنا قذف كرد . چون درشتم « 17 » من بدين حدّ برسيد « 18 » سوگند خوردم به طلاق و عتاق و ايمان مغّظله « 19 » كه زيادت از سى سال باشد كه من بر حرامى از اين جنس اقدام نكردهام و گفتم : تو نيز همچنين سوگند بخور كه با اين غلام كه بالاى سر تو « 20 » ايستاده است دوش لواط « 21 » نكردهاى . موسى « 22 » بر اين سخن انكار كرد و از حيا روى بپوشيد « 23 » . ابن ثوابه گفت : اين سخن از بطر « 24 » مال و استظهار نعمت « 25 » مىتواند گفت و
هامش
( 1 ) - مجا ، ت : اين
( 2 ) - م : آن تكليف را
( 3 ) - مجا : ندارد
( 4 ) - مجا : بسيار
( 5 ) - مجا : باز آمد
( 6 ) - ت : دى روز
( 7 ) - مجا : مطالبه از من . ت : از من مطالبت
( 8 ) - مجا : و من همچنان
( 9 ) - مجا : منع
( 10 ) - مجا : اثبات
( 11 ) - مجا ، ت : ندارد
( 12 ) - ت : كشيد
( 13 ) - ت : ستم
( 14 ) - مجا : كرد
( 15 ) - مجا : مبالغه .
ت : هر مبالغت كه ممكن بود . م : هر مبالغه كه ممكن بود
( 16 ) - مجا : ندارد
( 17 ) - ت : ستم
( 18 ) - اساس : رساند
( 19 ) - مجا : ندارد
( 20 ) - ت ، م : بر سر تو
( 21 ) - ت : لواطت
( 22 ) - ت ، م و چاپى :
مادر موسى
( 23 ) - مجا ، ت : فرا پوشيد
( 24 ) - ت : از نظر .
م و چاپى : از نظر
( 25 ) - ت : ندارد