تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
فصل - و در اين حكايت فايده آنست كه سخن حاسدان و بدخواهان بر جماعتى كه به نعم ايزدى و فضايل ذات از « 1 » ابناى جنس خود مخصوص و ممتاز باشند « 2 » نبايد شنيد كه هر كرا ( نعمت و فضل خداى « 3 » - تعالى « 4 » - در حق او ) « 5 » بيشتر « 6 » باشد او را حاسدان و بدخواهان زيادت « 7 » باشند چنان كه گفته‌ام : شعر « 8 »
هر كرا فضل و جاه و مال بود * در جهان حاسدش بسى باشد
ناكسان را حسد بود بسيار * خاصه بر آنكه « 9 » او كسى باشد
و هذه العربّية ايضا فى هذا المعنى :
من حاز « 10 » من فضل الاله فضائلا * كثرت له الحساد و الاعداء
ما ضرّه و يضّرهم عدوانهم « 11 » * و لربّه فى نصرة الاعداء « 21 »
و مصداق اين سخن صورت حال اموى و هارون الرشيد است كه اگر او « 12 » در استماع قول حاسدان تأملّ و تفكّر به جاى آورده بودى و آن بىگناه را تكليف قيد و جلاى از وطن « 13 » نفرمودى به آخر خجل
هامش
( 1 ) - مجا : ندارد ( 2 ) - مجا : باشد ( 3 ) - ت : خدا ( 4 ) - ت : ندارد ( 5 ) - مجا : عبارت ميان پرانتز را به اين صورت آورده : در حق افضل و نعمت خدا ( 6 ) - ت ، م : بيش ( 7 ) - ت : بر زيادت . م : زياده ( 8 ) - م : بيت ( 9 ) - م : هر كه ( 10 ) - مجا : جار ( 11 ) - مجا : عدوانهى ( 12 ) - ت : اولا . م ، چا ، چب : اول ( 13 ) - مجا ، م : جلاء وطن . اساس : جلا از وطن ( متن از ت است ) ( 21 ) - ت : ابيات عربى را ندارد