تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
كه بر در آن سراى « 1 » بودند از اصحاب « 2 » احوال من « 3 » بپرسيدند « 4 » . گفتند : اين مناره « 5 » است رسول امير المؤمنين رشيد « 6 » به نزديك صاحب شما . چون بدانستند مرا منع نكردند . و چون به صحن سرا رسيدم فرو آمدم « 7 » قومى را ديدم در مجلسى نشسته ، گمان بردم كه او در ميان « 8 » باشد . چون مرا بديدند برخاستند و اكرام « 9 » و ترحيب « 10 » به جاى آوردند . گفتم : فلان در ميان شما هست « 11 » ؟ گفتند « 12 » : ما فرزندان اوييم و او در حمّام است . گفتم : او را خبر كنيد ( تا تعجيل كند ) « 13 » و زود بيرون آيد « 14 » . بعضى از ايشان برفتند و او را اعلام دادند « 15 » . و من در احوال خدم « 16 » او « 17 » و اهل دار مطالعه مىكردم . سراى « 18 » به يك لحظه چنان پر شد كه گفتى « 19 » موج مىزند ، با آنكه صحنى عريض و طويل داشت . و من هم بر آن حالت بودم تا آن مرد از حمام بيرون آيد « 20 » . بعد از آن دير در كشيد و من در شك « 21 » افتادم و قلق « 22 » و اضطرابى هرچه تمامتر در من پديد آمد و ترسيدم كه متوارى شود . و چون بيرون آمد شيخى ديدم با مهابت و جمال ، و جماعتى كهول و جوانان و كودكان بر عقب او مىرفتند كه فرزندان او بودند ، و غلامان بسيار ، و بر من « 23 » سلام گفت « 24 »
هامش
( 1 ) - مجا ، ت : كه بر در سرا ( 2 ) - ت : از اصحاب من . مجا : از من ( 3 ) - مجا : ندارد ( 4 ) - مجا : پرسيدند . ت : سؤال كردند ( 5 ) - مجا : ستاره ( 6 ) - ت : رسيد ( 7 ) - مجا : و فرو آمدم ( 8 ) - ت : در آن ميان ( 9 ) - مجا : ندارد ( 10 ) - ت : ندارد ( 11 ) - مجا ، ت : شماست ( 12 ) - مجا : گفتند نه . . . ت : گفتندنى . . . ( 13 ) - مجا : ندارد ( 14 ) - مجا : تا زود بيرون آيد ( 15 ) - ت : خبر كردند ( 16 ) - ت : حواشى و خدم ( 17 ) - مجا : ندارد ( 18 ) - ت : سرا ( 19 ) - ت : گويى ( 20 ) - مجا : آمد ( 21 ) - مجا : قلق ( 22 ) - مجا : ندارد ( 23 ) - ب : بيامد و بر من . ( 24 ) - ب : و سلامى آهسته
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 309 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى