تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
آن مرد روى « 1 » [ در ] آنچه « 2 » در وى باشد تأملّ و تفكّرى تمام بكن چنان كه هيچ چيز از كيفيت و كميت آن بر تو پوشيده نشود « 3 » . و در اولاد و مماليك و اندازهء نعمت او و مقدار حشمت و استظهار او نظرى تمام بكن و آنچه گويند و آنچه در وقت رسيدن و قيد كردن ( او از او و از ايشان ) « 4 » حادث شود و هرچه بر زبان « 5 » گذرد از آن روز كه به دو رسى ( تا آن روز كه او را پيش من رسانى ) « 6 » حرفا بعد حرف ( بايد كه ) « 7 » نگاه‌دارى تا با من حكايت كنى چنان كه يك كلمه از تو فوت نشود . هرچه فرمود قبول كردم و او را وداع كردم ، و در حال راكب شدم و شب و روز مىراندم ، و هر دو منزل يكى مىكردم و جز مقدار « 8 » آنكه طعامى تناول افتادى « 9 » يا ميان « 10 » هر « 11 » دو نماز « 12 » جمع كردمى نزول نكردمى ، « 13 » تا اول شب هفتم به دمشق رسيدم و دروازه‌ها بسته بودند . ( نزول كردم و آن شب بيرون شهر مقام ساختم ) « 14 » . چون بامداد پگاه « 15 » دروازه‌ها « 16 » بگشادند « 17 » در رفتم « 18 » ( و بر آن هيأت ) « 19 » براندم « 20 » تا در « 21 » سراى آن مرد . درگاهى « 22 » عالى ديدم « 23 » و انبوهى « 24 » بسيار بر آن در سراى « 25 » جمع شده . و همچنان بر جمّازه « 26 » بىدستورى در سراى « 27 » راندم و جماعتى
هامش
( 1 ) - مجا ، ت : سراى او در روى ( 2 ) - ت و چاپى : در سراى او آنچه ( 3 ) - ت : نباشد ( 4 ) - مجا : ازو ( 5 ) - ت : بر زبان او ( 6 ) - ت : تا آن روز او را به من رسانى ( 7 ) - مجا : ندارد ( 8 ) - مجا : ميان ( 9 ) - مجا : رفتى ( 10 ) - مجا : با ( 11 ) - مجا : ندارد ( 12 ) - ت : نمازى ( 13 ) - مجا : كردمى ( 14 ) - عبارت ميان دو پرانتز در مجا چنين است : آن شب بيرون شهر نزول كردم . ( 15 ) - مجا : ندارد ( 16 ) - مجا ، ت : دروازه ( 17 ) - ت : بگشادم ( 18 ) - ت : در رفتيم ( 19 ) - مجا : ندارد ( 20 ) - مجا : و مىراندم ( 21 ) - مجا ، ت : تا به در ( 22 ) - ت : درگاه ( 23 ) - مجا : ديدم عالى ( 24 ) - مجا : و انبوه ( 25 ) - ت : سرا . مجا : ندارد ( 26 ) - مجا : به جمازه نشسته ( 27 ) - ت : سرا