تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
آن بيشتر نظر « 1 » مىكرد . مرا « 2 » پيش خود خواند و گفت : ترا براى كارى مهّم خوانده‌ام كه انديشهء « 3 » آن خواب از من ربوده است ؛ هشيار باش تا در آن هيچ تهاون و تغافل از تو در راه نيايد . و بعد از آن سخن آن مرد « 4 » چنان كه محرّر « 5 » شد با من تقرير كرد و گفت : اشتران « 6 » جمّازه و آلات « 7 » سفر جمله معدّ كرده‌اند « 8 » و صد غلام از خواصّ مرتّب ، تا در صحبت تو با سلاح تمام بر جمازه‌ها نشينند و با تو بيايند . همين لحظه برنشين و به راه « 9 » بيابان به دمشق رو . ( اين نامهء من است به امير دمشق ) « 10 » . و اين بندها است ، با خود برگير . اول كه در دمشق روى به سراى آن مرد رو كه ترا « 11 » گفتم ؛ اگر فرمان مرا مطاوعت نمايد و فرمان برد اين بندها بر وى نه و او را بيار و اگر مطاوعت ننمايد تو و اين صد غلام بر وى موكل باشيد تا نگريزد . و مثال به امير دمشق بر ( تا برنشيند با جملهء لشكر ) « 12 » و او را بگيرد و به تو تسليم كند . و شش روز ترا در رفتن مهلت دادم و شش روز در آمدن و يك روز آنجا بودن و محملى بر شترى « 13 » نهادن « 14 » . چون او را مقيّد كردى در يك طرف محمل تو بنشين « 15 » و بر يك طرف او را بنشان « 16 » و در محافظت بر هيچ كس ديگر اعتماد مكن ، و مىبايد كه « 17 » روز سيزدهم « 18 » با من رسيده باشى . و چون « 19 » به سراى
هامش
( 1 ) - ت : نظر بيشتر ( 2 ) - ت : كه مرا ( 3 ) - ت : و انديشه ( 4 ) - مجا ، ت : سخن اموى ( 5 ) - ت : محرز ( 6 ) - اساس : سران ( 7 ) - ت : و آلات و ادوات ( 8 ) - ت : كرده‌ايد ( 9 ) - مجا : و در راه ( 10 ) - مجا ، ت : عبارت ميان دو پرانتز را ندارد ( 11 ) - ت : با تو ( 12 ) - ت : تا با جملهء لشكر برنشيند ( 13 ) - مجا : اشترى . ت : اشتر ( 14 ) - ت : نهاده‌اند ( 15 ) - مجا ، ت : درنشين ( 16 ) - مجا : و او را در يك طرف بنشان . ت : و يك طرف او را درنشان ( 17 ) - ب ندارد ( 18 ) - ت : روز سيزدهم را ( 19 ) - جز مجا : چون
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 307 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى