بزرگ بخشش و بسيار بذل و دائم الضيافة باشد ، و نيك لايق است از گفتهء من در حق او اين ابيات :
العربيه
و احرز اسباب الكمال بأسرها * يدا و لسانا اكتسابا و محتدا
الفارسيه « 1 » :
بودش اسباب مهترى حاصل * نسب و فضل و جاه و مال « 2 » و جمال
دست بخشنده و زبان فصيح * هيبت و هيأت و غزارت « 3 » مال
با چندين استعداد كه او را حاصل است ايمن نتوان « 4 » بود مبادا « 5 » كه از وى فتنهاى « 6 » خيزد كه تسكين آن دشوار دست دهد و فتقى « 7 » حاصل آيد كه رتق آن دير ميّسر گردد . و در اين وقت كه اين سخن با هارون - الرشيد « 8 » عرضه داشتند وى « 9 » در كوفه بود ، كه « 10 » حجّ اسلام كرده « 11 » بود « 12 » و زيارت مشهد مقدس مصطفى - صلوات اللّه و سلامه « 13 » عليه « 14 » - به جاى آورده و مراجعت نموده و هنوز با بغداد « 15 » نرفته . و امين و مأمون و مؤتمن را به ولايت عهد بيعت كرده بود « 16 » و در مصالح ملك و اسباب استقامت
هامش
( 1 ) - مجا : ندارد
( 2 ) - ت : مال و جاه و
( 3 ) - مجا :
غرازت . ت : عرارت . چاپى : عزازت و
( 4 ) - ت : نتواند
( 5 ) - مجا ، ت : ندارد
( 6 ) - مجا : فتنه
( 7 ) - مجا : قيفى . ت : فنعى
( 8 ) - مجا : بر رشيد . ت : برشيد
( 9 ) - مجا : ندارد
( 10 ) - مجا : و
( 11 ) - ت : گذارده .
( 12 ) - مجا : ندارد
( 13 ) - ت : ندارد
( 14 ) - ت : ندارد ، عبارت در مجا : صلى اللّه عليه و على آله و سلم
( 15 ) - ت : تا به بغداد
( 16 ) - ت : گرفته بود