تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
كرد با تو وفا به لطف « 1 » و كرم * از تو زيبد اگر جفا نكنى
منهل عيش تيره گردد زود * گرو داد « 2 » از سر صفا نكنى
در جهان هيچ زشت‌تر زان نيست * كه دهى وعده‌اى ، وفا « 3 » نكنى
سوم - آنكه بدانى كه رحم و قرابت و پيوند نسب ، اصلى اكيد و سببى معتبر است و آن شفقت « 4 » و مهربانى « 5 » كه ذوى الارحام و قرابت « 6 » را با يكديگر بود « 7 » هيچ بيگانه را نباشد ؛ « 8 » و آن حميّت و عصبيّت كه ايشان را بر اعانت و حمايت يكديگر ( باعث بود ) « 9 » در اجانب نتوان يافت . و اينك صورت حال آن جوان و پير كه مشروح گشت « 10 » بدين « 11 » معنى حجّتى روشن و برهانى « 12 » قاطع است ، با آنكه « 13 » آن جوان از وصلت و قرابت بىخبر بود ، ( و بر آن حال وقوفى نداشت ) « 14 » . امّا چون در حقيقت آن پيوند مؤكّد بود شفقتى كه از لوازم خويشى باشد « 15 » او را بدان باعث آمد كه ملتمس آن پير را با آنكه كارى مخوف بود اجابت كرده . و در اين معنى مىگويم « 16 » :
هامش
( 1 ) - مجا ، م : وفا و لطف ( 2 ) - م ، چاپى : دو ( 3 ) - مجا ، ت : وعده و وفا ( 4 ) - ت : سبقت ( 5 ) - مجا : ندارد ( 6 ) - مجا : ندارد . ت ، م : اقارب ( 7 ) - ت : باشد ( 8 ) - ت : نبود ( 9 ) - مجا : ندارد ( 10 ) - ت : گشتست ( 11 ) - مجا ، ت : برين ( 12 ) - ت : برهان ( 13 ) - مجا ، ت : باز انكه ( 14 ) - مجا : عبارت ميان دو قلاب را ندارد ( 15 ) - مجا : بود ( 16 ) - ت افزوده : شعر
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 304 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى