فصل - و اين حكايت دليل است بر كرم فيّاض و احسان بىدريغ معن بن زائده « 1 » با آنكه « 2 » دانست كه خليفه ( از اين ) « 3 » بازخواست خواهد كرد « 4 » ، ايشان را ( از نزديك خود ) « 5 » نوميد باز نگردانيد ( و در اين معنى مىگويم ) « 6 » :
الفارسيّة « 7 »
بگو به اهل كرم تا ز معن آموزند * كه چون نمود دعاوى خويش « 8 » را معنى
كه دستگير بود اهل فضل و معنى را * كه نيست در همه روى زمين چو او معنى « 9 »
( و هذه العربية ايضا « 10 » :
طلبت لمعنى الجود معنا و لم اجد * وضيّعت عمرى فى هوى الزيد و العمرو
فلمّا اجد فى البذل و الجود مثله * و كيف يكون العمرو كالسيّد الغمر ) « 11 »
الحكاية الثالثة - حكايت كرد محمد بن الفضل ، در آن وقت كه وزير معتصم بود ، كه ضياع عجيف در عسكر « 12 » در تصرّف من بود و
هامش
( 1 ) - اساس : معن زائده
( 2 ) - مجا ، ت : باز انكه
( 3 ) - مجا : ندارد .
ت ، م : بدين سبب
( 4 ) - مجا : فرمود
( 5 ) - مجا : ندارد
( 6 ) - م : و درين معنى گفته شد . مجا : ندارد
( 7 ) - اساس : ندارد . مجا :
بيت ( متن از ت )
( 8 ) - ت : جود
( 9 ) - مجا : ازين معنى . ت :
كنون معنى
( 10 ) - مجا افزوده : فى هذا المعنى
( 11 ) - ت و م : عبارت ميان دو قلاب را ندارد .
( 12 ) - متن عربى و چا : بكسكر . م ، چب : يكسر .