تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
به جانب مكّه بازگشتند ، و چون به مكّه رسيدند ابن ابى سيره « 1 » رايحى را گفت : آن چهار هزار دينار كه معن جهت « 2 » قضاى دين به من داده است در وجه قرض است « 3 » و در آن تصرّف نمىكنم ، اما اين دو هزار دينار كه براى اخراجات من « 4 » داده است ميان من و تو مشترك است : هزار دينار ترا و هزار دينار مرا . ( و هزار دينار ) « 5 » به رايحى داد و هر يك با اهل خويش « 6 » لاحق شدند و خبر به ابو جعفر منصور رسيد ، به دو نوشت كه چه « 7 » بر آن داشت ترا كه با ابن ابى سيره « 8 » اين نيكويى كردى و ندانستى « 9 » كه او چه كرده است « 10 » . معن جواب نوشت « 11 » كه جعفر بن سليمان عنايت نامه‌اى ( نوشت و در باب او به احسان در حق او مرا « 12 » وصيت ، كرد ، « 13 » پنداشتم كه جعفر اين عنايت نامه « 14 » ) ننوشتى اگر « 15 » امير المؤمنين راضى نبودى . منصور به جعفر نامه‌اى « 16 » ( نوشت كه چرا چنين كردى ) « 17 » ؟ جعفر گفت : امير المؤمنين مرا وصيّت كرد كه با وى نيكوئى كن ، نيكوئى كم از آن نباشد كه ويرا عنايت نامه‌اى نويسم « 18 » به يكى از بندگان تو .
هامش
( 1 ) - مج : ابن سيره ( 2 ) - مجا ، ت : براى ( 3 ) - مجا ، ت ، م : در آن وجه است ( 4 ) - اساس : كلمهء من را ندارد ( 5 ) - مجا : و بعد از آن هزار دينار . م : پس هزار دينار ( 6 ) - مجا : خود . م : به حق خويش . ( 7 ) - اساس : كلمه ( چه ) را ندارد ( 8 ) - بجز ت و چاپى : ابن سيره ( 9 ) - ت ، م : و دانستى ( 10 ) - مجا : چه كرد ( 11 ) - ت : جواب داد ( 12 ) - مجا : ندارد ( 13 ) - مجا ، م : كرده و ( 14 ) - اساس : عبارت ميان دو قلاب را ندارد ( 15 ) - اساس : كه ( 16 ) - مجا : نامه‌اى به جعفر . ت : ( نامه‌اى ) ندارد ( 17 ) - ت : نوشت و او را سرزنش كرد كه دشمن ما را تربيت كرده‌اى . م : نوشت و او را سرزنش كرد كه دشمن مرا تربيت كرده ( 18 ) - م : كه او را سفارش بنويسم
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 293 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى