الترجمه « 1 » :
ابو الوليد به مدح تو رايحى گويد « 2 » * كه اى ز بخشش از اهل « 3 » مكرمت بهتر
تويى به صنعا جمله ملوك گشته ترا * ز شجر تا در مكّه به جان و دل چاكر « 4 »
اگر چنان كه رود باد در سخا با تو * از او به دشت چو دريا كنى به جود گذر « 5 »
تو روح « 6 » محضى و مادر به تو چو حامله شد * ز لطف ذات تو او را نبد ز ثقل خبر « 7 » « 21 »
معن گفت : بعد از آن چه بود ؟ گفت : « 8 »
العربيّه
حتّى اذا ماتمّ تاسعها * ولدته اوّل ليلة القدر
الترّجمه :
چو بود غايت « 9 » نه مه مهى چهارده زاد « 10 » * در اول شب قدر و به قدر بيش از خور « 11 »
هامش
( 1 ) - مج و مجا : ندارد
( 2 ) - چاپى : ابو الوليد كه مداح تست مىگويد
( 3 ) - ت : بر اهل
( 4 ) - چاپى : اين بيت را ندارد
( 5 ) - اساس : اين بيت را ندارد
( 6 ) - چاپى : نور
( 7 ) - اين مصراع در نسخ چاپى چنين است : گذشت رفعت قدرش ز طارم اخضر .
( 8 ) - مجا : ندارد
( 9 ) - مجا : غايب
( 10 ) - در نسخ چاپى مصراع چنين است : پس از گذشتن ايام حمل بدرى زاد
( 11 ) - ت : قدر
( 21 ) - م : ابيات عربى و ترجمهء فارسى را ندارد .