در اصلاح ذات البين ، و صدق در همه احوال پسنديده است الّا در نمّامى « 1 » و نقل كلماتى كه ( موجب عداوت ) « 2 » باشد ، چنان كه ( پيش از اين ) « 3 » گفتهام « 4 » .
شعر « 5 » :
هر دروغى كه موجب صلح است * بهتر از راستى كه كين دارد « 6 »
صدق نمّام عين نفرينست * كذب اصلاح آفرين دارد « 7 »
الحكاية السابعة عشر - فضل بن الربيع حكايت كرد كه مروان بن - ابى حفصه را ديدم كه به نزديك مهدى درآمد بعد از وفات معن بن زائده ، « 8 » در ميان جماعت شعرا ، و « 9 » شعرى برخواند كه در مدح او انشا كرده بود .
مهدى گفت : چه كسى تو « 10 » ؟ گفت : بنده « 11 » و مدّاح تو « 12 » مروان بن ابى حفصه .
مهدى « 13 » گفت : نه اين « 14 » ( دو بيت ) « 15 » تو گفتهاى ؟
العربيه :
اقمنا بالمدينة بعد معن * مقاما لا نريد « 16 » به زوالا « 17 »
و قلنا اين نذهب « 18 » بعد معن * و قد ذهب النوّال فلانوالا « 19 »
هامش
( 1 ) - ت ، م : در مقام نمامى
( 2 ) - مجا : عداوت
( 3 ) - مجا : ندارد
( 4 ) - م : گفتيم
( 5 ) - ت : ندارد . م : بيت
( 6 ) - م : آرد
( 7 ) - م : آرد
( 8 ) - مجا : معنى را يده
( 9 ) - ت : ( و ) ندارد
( 10 ) - مجا : ندارد
( 11 ) - مجا ، ت ، م : بندهء تو
( 12 ) - اساس : او
( 13 ) - اساس : ندارد
( 14 ) - مجا : ندارد
( 15 ) - مجا : ندارد
( 16 ) - مج و مجا : ( يزيد ازت و عربى نقل شد )
( 17 ) - جز عربى : زيالا
( 18 ) - مجا : يذهب . ت : مذهب .
عربى : نرحل
( 19 ) - مج و مجا : فلن نوالا . ( متن ازت است ) عربى : فلانوال