تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
كسى كه كرد خلاف مراد و مذهب خود * براى وفق مراد تو حقگزارى « 1 » كن
مراد خويش رها كن پس از سر اخلاص * در اينچه « 2 » هست مرادش به صدق « 3 » يارى كن
و گرچه بيش كنى لطف از او چو سابق اوست * منه سپاس بر او و سپاس دارى كن
و سوم - آنچه امير المؤمنين رشيد كرد كه چون جعفر چندان كار بزرگ به اعتماد « 4 » بر كرم « 5 » امير المؤمنين از عبد الملك متقبّل شد و بىاستطلاع « 6 » راى امير المؤمنين « 7 » و مشورت او در اتمام اين « 8 » مهمّات بزرگ پروانه داد « 9 » امير المؤمنين او را در آن دعوى خجل و شرمسار نگردانيد و به مواعيدى كه او فرموده بود وفا نمود . پس تحقيق دعاوى مخلصان و هواداران « 10 » و صيانت جانب ايشان از خجالت و شرمسارى در لافى كه از پس كسى زنند غايت كرم و نهايت حسن خلق باشد . و در اين معنى مىگويم : الفارسيه « 11 »
اگر زند ز تو لافى يكى ز يارانت * چنان مكن كه در آن گفته شرمسار شود « 12 »
به فعل خوب بيان كن تو « 13 » صدق گفتهء او * كه تا مكارم خلقت يكى هزار شود « 14 »
هامش
( 1 ) - ت : حق گذارى ( 2 ) - مجا ، ت : در آنچه ( 3 ) - ت : ز صدق ( 4 ) - ت : اعتماد ( 5 ) - ت : برو كرد ( 6 ) - ت : اصطلاع . م : استطاع ( 7 ) - م : امير ( 8 ) - مجا ، ت : آن ( 9 ) - مجا : بخواند داد . اساس : بزرگ داد . ( صورت متن از ت و م ) ( 10 ) - مجا : هواخواهان ( 11 ) - اساس : ندارد ( 12 ) - ت : شوى ( 13 ) - چاپى : چنان كن كه ( 14 ) - ت : شوى . مصراع دوم در چاپى چنين است : ظهور يابد و حسنت يكى هزار شود .
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 257 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى