فصل - و در اين حكايت مردم « 1 » عاقل را بر سه خصلت از مكارم اخلاق و محاسن شيم اطلاع مىافتد كه اين سه بزرگ بر آن اقدام نمودند و مىشايد كه خردمند اين سه خصلت در امثال اين مواضع دستور و پيشوا و امام و مقتداى خود سازد :
اول - آنچه عبد الملك بن صالح كرد چون اتفّاق [ را ] به چنان موضعى « 2 » رسيد و چنان « 3 » طايفه « 4 » را ، و جنس « 5 » آن حالتى بديد كه خلاف طبيعت و ضدّ مذهب و روش « 6 » او بود ، چون رضاى آن جماعت او را مطلوب بود خلاف ظاهر نكرد و براى دل ايشان و ازالت وحشتى كه ايشان را به سبب اطلّاع او بر آن « 7 » حالت بود خلاف مراد و راى « 8 » خود كرد و آن لحظه با ايشان موافقت نمود « 9 » و بعد از آن به استغفار مشغول گشت . و شين و عار به خويشتن « 10 » روا داشت و هتك حجاب و تنغيص وقت « 11 » بر ديگران جايز نديد . و هر كه با مردمان اختلاط « 12 » خواهد « 13 » ( در مواضع ) « 14 » اين مسامحتها « 15 » ببايد كرد تا زندگانى كردن ميسر شود و مصالحى كه بديشان منوط باشد مختل « 16 » نگردد ، و الّا از مردمان عزلت « 17 » بايد كرد ( و با وحدت ) « 18 » و انفراد ساخت .
و در اين معنى مىگويم :
العربيّه
هامش
( 1 ) - ت ، م : ندارد
( 2 ) - مجا : موضع
( 3 ) - مجا : چون
( 4 ) - مجا ، ت : طايفهاى
( 5 ) - ت ، م و چاپى : بر جنس
( 6 ) - مجا : روشن
( 7 ) - مجا : اطلاع آن
( 8 ) - مجا ، ت : راى و مراد
( 9 ) - مجا ، ت ، م : و با ايشان موافقت نمود آن لحظه
( 10 ) - ت : خود
( 11 ) - مجا : وقت مشرب . ت ، م :
وقت مسرت
( 12 ) - ت : اخلاط
( 13 ) - ت : خواهد داشت
( 14 ) - مجا :
ندارد . ت : در بسى مواضع
( 15 ) - ت : او را جنس اين مسامحتها
( 16 ) - ت : محك
( 17 ) - مجا . ت : اعزال . م : اعتزال
( 18 ) - مجا ندارد