ديگر روز جاحظ را « 1 » ديدند در مجلس احمد بر « 2 » صدر نشسته و خلعت « 3 » پوشيده و احمد بن ابى داود « 4 » روى به دو آورده . هر لحظه مىگفت : ( هات يا با عثمان ) ، بيار تا چه « 5 » مىفرمايى « 6 » ؟
فصل - و در اين حكايت موضع اتعّاظ و اعتبار دو جاى است :
يكى - آنكه اگر گناهى از تو در وجود آيد در حق دوستى يا يا مخدومى « 7 » به عذرهاى باطل تمسّك نسازى و به گناهكارى « 8 » خود اعتراف كنى و به استعطاف و استغفار « 9 » رضاى آن دوست به دست آرى همچنانكه جاحظ كرد « 10 » با احمد . و در اين معنى مىگويم « 11 » :
به گناه اعتراف بايد كرد * پس از آن عذر خواه گشتن زود
نشود جز به اعتراف و به عذر * دل ساخط « 12 » ز مجرمان خشنود
هر كه انكار كرد و عذر نخواست * دو « 13 » گنه بر گناه خويش افزود
دوم - آنكه اگر به سهو يا عمد « 14 » از دوستى « 15 » از دوستان تو يا ( از « 16 » خدمتكارى از « 17 » ) خدمتكاران تو گناهى حادث شود و به استغفار و معذرت فرا پيش آيد و به گناه ( خود اقرار و « 18 » ) اعتراف آورد و به امانت « 19 » و استعطاف « 20 » با تو رجوع كند بايد كه اگر چه « 21 » جرم بزرگ باشد آن « 22 »
هامش
( 1 ) - ت : ندارد
( 2 ) - ت : در
( 3 ) - ت : خلعت خاص
( 4 ) - ت : احمد بن داود
( 5 ) - ت ، و چاپى : چه فايده
( 6 ) - مجا : فرمايى .
( 7 ) - مجا و م افزوده : ماجرا و استزادت . ت : به وقت ماجرا و استزادت
( 8 ) - مجا ، ت : گنهكارى
( 9 ) - مجا : استرضا
( 10 ) - ت : ندارد
( 11 ) - اساس : گويد
( 12 ) - ت : به
( 13 ) - چاپى : در
( 14 ) - مجا ، ت : به عمد
( 15 ) - مجا : ندارد
( 16 ) - ت : ندارد
( 17 ) - مجا : عبارت ميان پرانتز را ندارد
( 18 ) - مجا : ندارد
( 19 ) - ت : بادابه . م : و با انابت . چاپى : به انابت
( 20 ) - ت : و به استعطاف
( 21 ) - مجا : ندارد
( 22 ) - مجا : ندارد