تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
و يستحقرون ضرب الرقاب ) « 1 » ، به وقت لطف ردّ جواب را موهبت « 2 » بزرگ شمرند و به هنگام عنف ضرب رقاب را مالش اندك دانند ؛ اگر چه نان دهند آبروى برند و اگرچه مال بخشند جان ستانند . و آن كس كه در خدمت پادشاهان مقرّب باشد اگرچه بىگناه باشد بايد كه « 3 » چون مجرمان خائف و چون گناهكاران مستشعر باشد و از آنكه صاحب غرضى دروغى به سمع پادشاه رساند و راى پادشاه بواسطهء كذب آن صاحب غرض از جادّهء تربيت و مجاملت با او انحراف نمايد ايمن باشد و در اين معنى مىگويم « 4 » : العربيّه « 5 »
لا تركنّن الى « 6 » الملوك فانهّم * كالدهّر ينقلبون فى احوالهم
لا يثبتون على الوفاء لواحد * و ينقصون « 7 » و صالهم بملالهم
لا يقنعون بدون روحك فى السخط * عند الرّضا لو يسمحون بمالهم
الفارسيّه :
با تو هر چند خسروان باشند * لطفها كرده رازها گفته
هان و هان تا نگرددت يك دم * ترس ايشان ز دل برون رفته
گنج لطفند و خشمشان دايم « 8 » * هست مارسيه بر او خفته
هامش
( 1 ) - چاپى به اين صورت آورده : . . . يستعظمون فى السلام . . . و يستحقرون فى العتاب ( 2 ) - مجا : مكرمت ( 3 ) - ت : كه پيوسته ( 4 ) - مجا : گفته‌ايم ( 5 ) - از ( ت ) . مجا : شعر ( 6 ) - مجا : تركبن . ت : نر كن . ( 7 ) - مجا : يبغضون . ت : منعصون ( 8 ) - اساس : چشمشان داريم . مجا : چشمشان دايم
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 245 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى