تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
بحر جودند ليك ترسان باش * كه به بادى شوند آشفته
و حرمان طريح از خدمت وليد به واسطهء اين دو بيت كه بر او افترا كردند بر اين معنى حجت روشن شناسد . و دوم - آنكه سخن دشمنان در حق دوستان بر كار نگيرد ، و اگر مضرّبى و نمامّى از دوستى سخنى به گوش او برساند « 1 » بىتفحصّ خاطر با آن دوست متغيّر نگرداند و بر مقتضاى اين آيت كار كند . قوله تعالى :
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ )
« 7 » . و در اين معنى مىگويم :
به دروغى كه بگذرد بر گوش * كوش تا دوست را نيازارى
كذب باشد حكايت نمّام * شايد ار در ضمير نگذارى
دانم « 2 » از دست ، دوست زود رود « 3 » * دير بايد كه تا به دست آرى
الحكاية الثالثة عشر - چنين گويند كه چون جاحظ را بعد از نكبت محمد بن عبد الملك الزّيات به نزديك احمد بن ابى داود در آوردند مقيّد با « 4 » يك تو پيراهن « 5 » ، احمد گفت : يا عمرو نيافتم ترا الّا « 6 » فراموش -
هامش
( 1 ) - مجا ، ت : رساند . ( 2 ) - ت : دادن ( 3 ) - ت : بود ( 4 ) - ت : در ( 5 ) - مجا ، ت : پيرهن ( 6 ) - ت : الا آنكه ( 7 ) - الحجرات ، 6