تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
كنندهء نعمت و كرامت ، و جحود نمايندهء صنايع و نيكوييها ، و اضافت كنندهء مثالب و معايب به كسانى كه با تو انعامها و اكرامها كردند و سزاى آن بودند كه مناقب و مفاخر و محاسن و مآثر ايشان شرح دهى ، و عجب باشد اگر دور « 1 » روزگار و تعريك او را در اصلاح فساد طويّت و خبث تو اثرى تواند بود . جاحظ گفت : اين « 2 » بر خود آسان‌تر « 3 » فراگير كه اگر ترا منّت « 4 » بر من باشد « 5 » به « 6 » كه مرا بر تو « 7 » ، اگر من بد كردار باشم و تو نيكوكار ذكر خير و حسن احد وثه در ميان خلايق از تو بيشتر باشد و اگر در حال قدرت عفو فرمايى از تو نيكوتر از آن كه اندكى انتقام كنى . احمد گفت : نمىبينم از تو الّا فصاحت « 8 » و رونق كلام . نقد خالص سخن « 9 » را پردهء خبث درون « 10 » ساخته و غلّ و غش و نفاق و مداهنت در صميم سينه گداخته ، اين را از پيش من بيرون بريد . او را همچنان با بند برگرفتند و چون به دهليز رسيد « 11 » غلامى را فرمود كه بر عقب او برو و بند از پاى او برگير و بعد از آنكه به حمّام رفته باشد دستى جامه كه گرانمايه‌تر باشد در وى پوشان « 12 » و سرايى با جمله فرش و آلات و اثاث « 13 » و خدمتكاران براى او مرتّب گردان و ده هزار درم به نزديك او بر تا در اخراجات خود صرف كند تا بعد از اين در كار او انديشه كنم « 14 » و خللى كه در كار او راه يافته است به اصلاح مقيّد گردانم « 15 » .
هامش
( 1 ) - اساس و ت : در ( 2 ) - ت : اين سخن ( 3 ) - ت : آسان ( 4 ) - مجا ، ت : منت ترا ( 5 ) - مجا ، ت : باشد بر من ( 6 ) - اساس : اين كله را ندارد . ت : به از آنكه ( 7 ) - مجا : باشد بر تو ( 8 ) - ت ، م : و چاپى : فصاحت زبان و بلاغت بيان ( 9 ) - مجا : ندارد ( 10 ) - مجا ، ت : اندرون ( 11 ) - ت : رسانيدند ( 12 ) - مجا ، ت : در سر او انداز ( 13 ) - اساس : اساس ( غلط ) ( 14 ) - مجا : انديشه كنيم . ت : بينديشم ( 15 ) - مجا : گردانيم