تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
ذمام بنده نگه دارو زينهار مخور * كه حفظ عهد بود سيرت اولوالالباب
بناى مجد مرا چون تو بوده‌اى بانى * به دست خويش دگر ره چرا كنيش خراب ؟
چنان مكن كه شماتت كنند بر حالم * جماعتى كه ز تو بود سينه‌شان پرتاب « 1 »
خجل بدند ز بذلت كه وعدهء ايشان * سراب « 2 » بود و سخاى تو بحر بىپاياب « 3 »
شدند مثله ز قهرت چو مثل تو نبدند * تفاوتست ز بحر محيط تا دولاب
اگر به تشنه « 4 » بميرند دوستر دارند * كه زرع مكرمت از دست تو شود سيراب
ترا زلوم همى مثل خويشتن خواهد * به رغم جمله در احياء مكرمت بشتاب
وليد چون اين قطعه بشنيد او را به خويشتن « 5 » نزديك گردانيد . « 6 » و در روى او بخنديد و از او « 7 » عفو كرد و با مرتبه و درجهء اولّش رسانيد « 8 » . فصل - و در اين حكايت يك فايده آنست كه مردم عاقل بدانند « 9 » كه بر قربت « 10 » پادشاهان و دوستى ايشان اعتماد ننمايند و از صحبت ايشان دائما محترز باشند كه گفته‌اند : ( ايّاكم و الملوك فّانهم يستعظمون ردّ الجواب
هامش
( 1 ) - مجا : سسشان بر باب ( 2 ) - مجا : سحاب ( 3 ) - اساس : بايان ( 4 ) - ت : بنسيه ( ظ : كه تشنه ) ( 5 ) - مجا : خود ( 6 ) - ت : او را به نزديك خود بنشاند . ( 7 ) - ت : وى ( 8 ) - مجا : رساند ( 9 ) - مجا : بايد ( 10 ) - مجا : فريب . ت : فريب