كسى كه عفو كند جرم « 1 » ، باشد او را يار * عتاب كردن دايم ملالت آرد بار
در « 2 » اغضا و عفو بر مقتضاى « 3 » قول خود برفت . و مطلع قصيدهء محمد بن يزيد اين بود :
لا يرعك « 4 » القال و القيل * كلّما بلغّت تهويل
الفارسيّه : « 5 »
ز قيل و قال مترس و ز خصم باك مدار * كه آنچنانكه حكايت كنند نبود كار
با او نيز به قول او كار كردند و از آن خوف و روع « 6 » كه داشت ايمن گردانيدند و هر قيل و قال و تخويف و تهويل كه از عبد اللّه به دو رسانيده بودند خلاف آن يافت « 7 » .
الحكاية الثانية عشر - آوردهاند كه « 8 » در آن عهد « 9 » كه وليد بن عبد الملك وليعهد بود طريح « 10 » بن اسماعيل الثقفّى را اعزاز و اكرام نمودى و به « 11 » خويشتن نزديك داشتى . و اول كسى كه به نزديك او در آمدى و آخر كسى كه بيرون رفتى او بودى . و اهل بيت و موالى « 12 » و نزديكان و مقرّبان وليد را از عدوّ مرتبت طريح « 13 » ( به نزديك وليد « 14 » ) و حسن اعتقاد وليد در حق او و تقريب و تعظيمى كه مىفرمود حسدى تمام در اندرون ايشان متمكّن گشته
هامش
( 1 ) - اساس : اين كلمه را ندارد ت : بيش . صورت متن از ( مجا ) است
( 2 ) - مجا : وز
( 3 ) - نسخ در اصل : بر مقتضى
( 4 ) - اساس : يرعبك
( 5 ) - مجا :
ندارد . ت : الترجمه
( 6 ) - مجا : رعب
( 7 ) - اساس : سر . م : و به هر
( 8 ) - ت : ندارد
( 9 ) - مجا ، ت : وقت
( 10 ) - اساس : ضريح
( 11 ) - مجاوت افزوده : به غايت
( 12 ) - ت : مواليد
( 13 ) - اساس : ضريح
( 14 ) - اساس : عبارت ميان پرانتز را ندارد .