هجو و سبّ او كه از آن چاره « 1 » داشت اغماض نمودى چندان استشعار و خوف « 2 » و بيم هلاك « 3 » نبودى ( و آن همه مذلّت نبايستى كشيد ) « 4 » . و در اين معنى مىگويم :
زبان زهر چه گزيرد نگاه بايد داشت * كه هر بلا كه به مرد آورد زبان آرد
بسا كسا كه زبانش به كام « 5 » خصم كند * و گرچه گه گه كاميش در « 6 » در دهان آرد
زبان ز مردم بسيار گوى دين ببرد * زبان به مرد هنرمند بيم جان آرد
كسى كه داشت زبانرا نگاه ، سود كند * كه چون مصحّف خود « 7 » او همه زيان آرد
سوم - آنكه بداند كه كمال حسن سيرت و غايت مكارم اخلاق آنست كه بد كرداران را جز به نيكى مكافات و مجازات « 8 » نكند ، و آنچه « 9 » به خود نپسندد در حقّ ديگران به جاى نيارد ، و چون فعل بد از بدكرداران مرضّى نمىداند « 10 » خود بدان « 11 » اقدام ننمايد « 12 » .
قوله تعالى « 13 » :
( خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ )
« 15 » اشارت بدين است ، و آنچه جبرئيل - عليه السّلام « 14 » - با مصطفى - صلوات اللّه
هامش
( 1 ) - ت : هزار چاره . م : هزار جاه
( 2 ) - ت : ندارد
( 3 ) - ت : هلاكت
( 4 ) - مجا : عبارت ميان پرانتز را ندارد
( 5 ) - اساس : نكار . مجا : به كار
( 6 ) - اساس ، ت : كاهيش در . مجا : كاميش بر
( 7 ) - اساس : جود .
( 8 ) - مجا ، ت : مجازات و مكافات
( 9 ) - اساس ، مجا : آنكه
( 10 ) - مج ، مجا : نمىدارند . م :
نمىبيند . متن از ( ت ) است
( 11 ) - مجا : بران
( 12 ) - مج : ننمايند
( 13 ) - در نسخهء ت قبل از آن آمده : و در مصحف مجيد
( 14 ) - ت : ندارد
( 15 ) الاعراف ، 198