است ؟ گفت : طريح . و ترجمهء اين بيتها اينست كه من گفتهام « 1 » :
سوى سعادت پوى اى حميده مركب من * درين مذلت از اين بيشتر چه مىپائى ؟
سوى كسى كه كريمست و راد و نيكو خلق « 2 » * بزرگ بذل « 3 » و سزاوار آنكه بستائى
وليد از شنيدن « 4 » اين بيتها به غايت خشمناك گشت « 5 » و گفت : با اين همه اعزاز و اكرام و تعظيم و انعام « 6 » كه من با او كردهام و مىكنم و او را بر جملهء اهل بيت و تمامت اوليا و اركان دولت خويش مقدم و مختار گردانيدم تا اول « 7 » كسى كه به نزديك من درآيد و آخر كسى كه بيرون شود « 8 » او باشد ، او هنوز هشام را از من به مدح « 9 » سزاوارتر مىداند و مىگويد به نزديك « 10 » كسى روم كه شايستهء مدح باشد . و در حال فرمود كه حاجب را آواز دهيد « 11 » .
و چون « 12 » حاجب بيامد گفت : نخواهم كه بعد از اين هرگز « 13 » طريح « 14 » به نزديك « 15 » من راه يافته باشد « 16 » و مبادا كه هرگز در بسيط زمين در نظر من آيد .
اگر بيايد « 17 » و به جهت « 18 » در آمدن با تو مجادله كند سرش را « 19 » بينداز .
و چون طريح بر عادت بيامد « 20 » تا به نزديك وليد « 21 » درآيد حاجب منع كرد طريح گفت : چه حادث شده است و تا من بيرون آمدهام « 22 » هيچكس به به نزديك ولى العهد در رفته است ؟ حاجب گفت : نه « 23 » ، حال چنين بود و
هامش
( 1 ) - مجا : و ترجمه اينست
( 2 ) - مجا ، ت : راد نيكو خلق
( 3 ) - ت : ندارد
( 4 ) - مجا : شنودن
( 5 ) - ت : شد
( 6 ) - مجا : اكرام
( 7 ) - ت : و به اول
( 8 ) - ت : رود
( 9 ) - مجا : به مدح از من
( 10 ) - مجا ، ت : نزديك
( 11 ) - مجا :
حاجب او را آواز دهد
( 12 ) - مجا : چون
( 13 ) - مجا : ندارد
( 14 ) - ت : ندارد و يجهد
( 15 ) - مجا : به نزد
( 16 ) - مجا : راه يابد
( 17 ) - ت : درآيد
( 18 ) - اساس :
و يجهد
( 19 ) - مجا ، ت : سرش
( 20 ) - مجا : خود
( 21 ) - ت : ندارد
( 22 ) - مجا : آمدم
( 23 ) - ت : نى