تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
التّرجمه :
ستايش دگران گوى « 1 » ، خود ستاى مباش * كه خود ستايى نبود طريق دانائى
چو خود ستايى عيب است نزد اهل خرد * هجا بود نه مديح آنكه خويش بستايى
اگر فضايل ذات و مكارم اخلاق * بحاصل آرى ممدوح عالمى شايى
به قول خوب ستايش كنند خلقانت * به فعل نيك تو چون خويشتن بيارايى
و دوّم - آنكه بداند كه خردمند و زيرك آن كس است كه ( من حسن اسلام المرء تركه مالا يعنيه ) را كار فرمايد ، و از هرچه « 2 » بگريزد بگذراند و مخاصمت و منازعت هيچكس از « 3 » ابتدا اختيار نكند ؛ و چون ذكر پادشاهان و بزرگان رود اگر چه ميان ( او و ميان « 4 » ) ايشان مسافت دور و دراز باشد زبان نگاه دارد و ( من صمت نجا ) برخواند و بعد مسافت « 5 » حايل و مانع ايذاى آن كس نشناسد باشد كه روزى به دست ايشان گرفتار آيد « 6 » ، اگر بر قضيّت غضب و سخط بر انتصاف از او مبادرت نمايند هلاك شود و اگر عفو كنند دائما رهين منّت و بندهء احسان آن كس باشد و در مقام خجلت « 7 » ، چنان كه محمد بن - يزيد الاموى « 8 » اگر زبان از محابات « 9 » عبد اللّه بن طاهر « 10 » نگاه داشتى و از
هامش
( 1 ) - مجا : گوى و ( 2 ) - مجا : و هرچه از آن . ( 3 ) - مجا ، ت ، م : ندارد ( 4 ) - مجا : ندارد ( 5 ) - مجا : مسافت را ( 6 ) - ت : كه باشد روزى گرفتار شود به دست ايشان ( 7 ) - مجا ، ت ، م : خجالت ( 8 ) - مجا ، ت : اموى ( 9 ) - مجا : از محابات . ت : از مجابات . م و چاپى : از مجازات ( مج : او محابات ) ( 10 ) - مجا ، ت ، م عبد اللّه طاهر
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 234 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى