تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
مىپسندى از خويش همچنانكه به راى « 1 » نصرت و معونت « 2 » فرمودى به تن موافقت كنى و اثر سعى خود را در ظفر يافتن بر او ظاهر گردانى « 3 » ؟ و من عادت خود را در « 4 » ملازمت خانه و قلّت استعداد سفر را بهانه ساختم . گفت : اگر به قبول بر ما منّت نهى هرچه عدّت و آلت سفر است كفايت كنيم « 5 » . و پس « 6 » بفرمود تا از مراكب « 7 » خاصّ پنج مركب راهوار با « 8 » زين و لگام و ساخت و ستام و آلت تمام خاصّهء من بياوردند ، و سه اسب ديگر جهت « 9 » خدمتكاران و پنج استر به قوّت خوشرفتار به جهت اثقال « 10 » و بنه ، و سه تخته « 11 » جامه از اصناف جامه‌هاى فاخر و پنج بدره درم و يك بدره دينار ، و جمله « 12 » بر دكانى كه بر در حصار است نهادند « 13 » و گفت : ترا كدام روز انتظار كنيم و مدت موقف « 14 » چند خواهد « 15 » بود ؟ وعدهء نزديك بدادم و برخاست تا برنشيند « 16 » . خواستم كه « 17 » دستش بوسه كنم نگذاشت « 18 » . و جملهء لشكر بر « 19 » عقب او برفتند و هيچكس در نواحى حصن نزول نكردند ، و كنيزك سياه بيرون رفت و جامه‌ها و بدره‌ها « 20 » در آورد ، و غلامان چهارپايان « 21 » به اصطبل بردند . و من ديگر عبد اللّه بن طاهر را نديدم . و عيسى بن فرخانشاه « 22 » كه راوى اين حكايت است گفت : من يك روز و يك شب مهمان محمد بن يزيد بودم و از شرايط كرم و مهمان دارى هيچ دقيقه فرو نگذاشت و حسن محاوره
هامش
( 1 ) - م : به راى خود ( 2 ) - م : معاونت ( 3 ) - مجا ، ت : ندارد ( 4 ) - اساس : از ( 5 ) - مجا ، ت ، م : كنم ( 6 ) - مجا ، م : پس ( 7 ) - مجا : مركب ( 8 ) - اساس ، مجا : را بنوا ( 9 ) - مجا ، ت : به جهت ( 10 ) - مجا ، ت ، م : نقل اثقال - چا : نقل و انتقال ( 11 ) - مجا : تخت . ( 12 ) - ت : جمله را ( 13 ) - مجا ، ت ، بنهادند ( 14 ) - مجا ، ت : توقف ( 15 ) - ت : خواهى ( 16 ) - مجا : و پس برخاست نشيند ( 17 ) - ت : ندارد ( 18 ) - ت افزوده : و برنشست ( 19 ) - مجا : در ( 20 ) - مجا : تدبيرها ( 21 ) - مجا : و چهارپايان ( 22 ) - فرجانشاه
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 228 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى